تحصيل معرفت ، و معرفت قابل وصول نيست مگر با فكر ، و انس امكان پذير نيست مگر با محبّت و دوام ذكر ، و مواظبت به فكر و ذكر ممكن نيست مگر با كندن محبّت دنيا از قلب ، و محبّت دنيا از قلب كنده نمىشود مگر لذّات و شهوات دنيا از قلب كنده شود . قويترين عامل ريشه كن كنندهء شهوت ، آتش خوف است . پس خوف آتش سوزانندهء شهوات است ، بنا بر اين فضيلت خوف باندازهء سوزاندن شهواتست ( هر اندازه كه خوف ، شهوات را بسوزاند ، فضيلتش بيشتر مىباشد . ) و باندازهء قدرتى كه براى جلوگيرى از گناهان و تحريك به اطاعتها دارد . اين فضيلت با اختلاف درجات خوف ، مختلف مىباشد . » ( 1 ) و با دقّت نظر در پليدى گناهان و نتايج آنها عظمت خوف و سازندگى آن نيز روشن مىشود . پس اين قسم ترس ، در حقيقت ترس از سوء استفادهء انسان از نيروها و استعدادهاى خويش است كه خداوند به او عنايت فرموده است . و بقول ابو سعيد ابو الخير :
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 219
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢١٩
آتش به دو دست خويش در خرمن خويش
من خود زدهام كه را كنم دشمن خويش
روزى كه شود معركهها نزد خداى
اى واى من و دست من و دامن خويش
بطور صحيح
هامش
( 1 ) جامع السّعادات ، ملَّا محمّد مهدىّ نراقى ج 1 ص 222 و 223 . * ( قُلْ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ) * ( الأنعام آيهء 15 ) ( بگو من مىترسم اگر خدايم را معصيت كنم از عذاب روزى بزرگ . ) و از امام جعفر بن محمّد الصّادق ( ع ) نقل شده است :
المؤمن بين مخافتين ذنب قد مضى ما يدرى ما صنع اللَّه فيه و عمر قد بقى لا يدرى ما يكتسب فيه من المهالك ، فهو لا يصبح إلَّا خائفا و لا يصلحه إلَّا الخوف ) * ( مؤمن در ميان دو ترس قرار گرفته است : ترس از گناهى كه در گذشته انجام داده است و او نمىداند كه خداوند در بارهء آن گناه براى او چه كرده است و ترس از چگونه - گذراندن عمرى كه باقى مانده است و او نمىداند كه در بقيّهء عمر كدامين عوامل هلاكت را خواهد اندوخت . پس مؤمن صبح نمىكند مگر در حال خوف و اصلاح نمىكند او را مگر خوف . ) ( جامع السّعادات ج 1 ص 226 )