تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١

ماير مىگويد : « يكى از مشهورترين نظريّه ءهاى معاصر در بارهء تربيت ، از آن جان ديويى است . او تربيت را عبارت از نوسازى تجربه ميداند كه اين به نوبهء خود به هستى ما معنى و مفهوم مىبخشد و نيز در كسب تجربه‌هاى بعدى به ما يارى مىدهد . امّا خود ديوئى هم به نقص تعريف خود معترف است ، زيرا معناى تجربه چندان وسيع است كه در شمول مفهوم ، با واژهء زندگى برابرى مىكند . تجربه به همان اندازه كه ممكن است در راه‌هاى خردمندانه به كار رود ، به همان اندازه احتمال دارد كه مانند آزمايشهاى هيتلر و موسولينى در مسير القاء عقايد و تبليغات زهرآگين افتد . بعقيدهء مؤلَّف ، در تربيت بايد مفهوم كيفى تجربه مورد نظر باشد . بنا بر اين ، تربيت را بايد فرايندى دانست كه كه به روشنى افكار نوع بشر رهنمون مىشود . تعريف فوق نه تنها رشد عقلى ، بلكه بلوغ عاطفى و بهبود اخلاقى را نيز از ملاكهاى تربيت مىشمارد . بنا بر اين ، تربيت بدون تهذيب عادتهاى عمده كامل نيست . همچنين در تعاريف بالا اين مفهوم نيز نهفته است كه روشهاى تربيتى و هدفهاى تعليم و تربيت بايد مورد تجديد نظر مداوم قرار گيرد » ( 1 ) . در تعريف فوق يك هدف بسيار با اهمّيّت مطرح شده است كه هر نوع تربيت بدون آن ، داخل در منطقهء ارزشها نخواهد بود و آن عبارتست از اين كه « به هستى ما معنى و مفهوم ببخشد . » اگر چه در عبارات ديويى حقيقتى روشن به عنوان موضوع دگرگون - شونده در مسير رشد ، وجود ندارد ، ولى شايد اگر اين جملهء ديويى را « به هستى ما معنى و مفهوم مىبخشد » براى خود ايشان مورد تحليل قرار مىدادند ، به اين نتيجه مىرسيد كه بدانجهت كه تنظيم كنش و واكنشها و تعديل ماشينى غرايز ، معنايى به هستى كلّ موجوديّت انسان نمىتواند ببخشد ، حتما آن معناى معقول براى هستى ما بدون وجود يك حقيقت در مسير رشد ، قابل تصوّر نمىباشد . اگر ديويى و ديگر متفكَّران دوران معاصر ، اين هدف را كه ايشان مىگويند « به هستى ما معنى مىبخشد » واقعا جدّى تلقّى مىكردند و به ديگر متفكَّران و صاحبنظرانى كه در موضوع تعليم و تربيت مىانديشند ، جدّى بودن هدف مزبور را قابل فهم مىساختند و به مقاماتى كه بطور مستقيم كار تعليم و تربيت را به عهده گرفته‌اند ، قابل درك و پذيرش مىنمودند ، بطور قطع سرنوشت امروزى

هامش
( 1 ) مأخذ مزبور ، ص 13 - معنى تربيت .