تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠

از لذّت ناشى از پديدهء خودخواهى و لطيفتر و تصعيد يافته تر مىگردد . تعريفى را كه تامس هنرى هاكسلى بيان مىكند بدينقرار است : « تربيت عبارتست از آموزش مغز آدمى به موجب قانونهاى طبيعت . مراد من از قانونهاى طبيعت تنها اشياء و قواى آنها نيست ، بلكه اين قانونها افراد و روشهاى انسان را نيز در بر مىگيرد . » ( 1 ) سرتاپاى اين تعريف را ابهام گويى عجيبى فراگرفته است . اوّلا - آموزش كه عبارت است از تعليم ، غير از پرورش است كه عبارت است از تربيت . آموزش فراگيرى است - فراگيرى واقعيّاتى كه بهترين وسيلهء روشنايى مسير زندگى است با ابعاد مادّى و معنويش . پرورش گرديدن است و گرديدن اگر چه به فراگيرى نيازمند است ولى عين آن نيست ، بلكه عبارتست از تحوّل و دگرگونى در من يا حدّ اقلّ در عناصر فعّال اساسى من . ثانيا - قوانين طبيعت چه آن قسمت از قوانين كه در افراد انسانى و مصاديق طبيعى و روشهاى آنها جريان دارد ، و چه آن قسمت كه بطور كلَّى مربوط به حقايق طبيعى و انسانى است ، اگر جريان آن قوانين در مجراى جبر بوده باشد ، مانند ضرورت تنفّس از هوا ، احتياجى به تعليم و تربيت ندارد ، زيرا ضمانت اجرايى آن قوانين ، در خود موضوعات ، و پديده‌ها و روابط نهفته است . موجود زنده بايد تنفّس كند ، و نيازى به يادگرفتن ندارد . و اگر مقصود از قوانين ، آن قضاياى كلَّى هستند كه انسانها بايد آنها را بدانند و بپذيرند و حيات خود را مطابق آنها توجيه نمايند ، اين توصيف اگر چه مىتواند كمكى براى طرح تعريف تعليم و تربيت بوده باشد ، ولى نمىتواند يك تعريف كاملا روشن و جامع و مانع بوده باشد ، زيرا توصيف فوق به ما نمىگويد كدامين روشها را بايد بوسيلهء تربيت در انسانها بوجود بياوريم ( لذا توصيف مزبور مانع شمول آن به روشهاى غير از تربيت نمىباشد ) . همچنين توصيف فوق به ما نمىگويد تربيت اجتماع چگونه بايد انجام بگيرد ( لذا نمىتواند جامع همهء موارد خود بوده باشد ) . از همه مهمّتر آنكه اين تعريف هم آن حقيقتى را كه بايد بوسيلهء تربيت در مسير رشد ساخته شود ، مورد توجّه قرار نداده است .

هامش
( 1 ) مأخذ مزبور .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 150 | محمد تقي جعفري