تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
از طرف ديگر ، فعّاليّت مثبت خودهاى ديگران با يكديگر و با آن « خود گسترده تر » همواره در حال تأثير و تأثّرند ، لذا اگر هم « خود گسترده تر » متوجّه امكانات خلَّاقهء خود بوده باشد ، نخواهد توانست آن امكانات را به فعليّت برساند و از آنها برخوردار گردد . اگر در مشاهدات و تجارب بسيار فراوان كه در سر گذشت بشرى بدست آمده است ، دقّت كنيم و اگر علوم اساسى انسانها را حتّى در همين دوران مورد توجّه جدّى قرار بدهيم ، به اين نتيجه مىرسيم كه آن حقيقتى كه بايد تعليم و تربيت در بارهء آن فعّاليّت نمايد ، عبارتست از « خود كمال جوى » نه « خود قابل گسترش محض » ، بدون توجّه به اين كه آن « خود » از كدامين مبدأ بايد شروع كند و در چه مسيرى گسترش يابد و رو به كدامين هدف برود .

اصل دوم - آن موضوع كه بايد تعليم و تربيت آن را اصلاح كند ، چيست

اين كه پذيرندهء تربيت چيست ، يعنى چيست آن موضوعى كه بوسيلهء تعليم و تربيت از نقص به كمال و از پستى به اعتلا تغيير مىپذيرد مورد بحث و اختلاف است . بايد گفت : با نظر به جوشش ناآگاهانه و بى اعتنائى به اصلى كه غرايز طبيعى دارند ، قطعى است كه اين غرايز نمىتوانند پذيرندهء تربيت باشند و بايد در نظر گرفت كه اين موضوع بايد يك حقيقت ثابتى باشد كه موادّ تعليم و تربيت را بپذيرد و با داشتن آن مواد به فعّاليّت بپردازد . اين موضوع ثابت در درون آدمى همان من يا شخصيّت اوست كه مىتواند مديريّت موجوديّت انسانى را به عهده بگيرد . پديدهء تربيت و نتايج آن را نمىتوان با ذوب كردن و ريختن در قالب و چكَّش زدن بر آهن پاره‌ها مقايسه كرد ، زيرا بروز نبوغ و استعدادهاى سازنده مانند يك محصول ماشينى از علَّت هم سنخ خود نمىباشد . اين كه بعضى از روانشناسان و دانشمندان علوم تعليم و تربيتى ، به موضوع پذيرندهء اين دو پديده اهمّيّتى نداده و با مسامحه از آن مىگذرند ، آگاهانه يا ناآگاهانه موضوع علم و بررسىهاى خود را ناديده مىگيرند و بقول بعضى از دانشمندان : آنان در قلمرو تحقيق و بررسىهاى علمى خود ، در بارهء همه چيز مىانديشند جز موضوع آن علمى كه در آن به تحقيق و بررسى مىپردازند به همين جهت است وقتى كه دانشمندان علوم تعليم و تربيتى اهداف يا هدف از دو پديده را مطرح ميكنند ،
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 148 | محمد تقي جعفري