تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
انجام خواهد گرفت . لذا پس از تعديل و اثبات مزبور ، هم بدانجهت كه مغز و روان آدمى نمىتواند بطور دائمى احساس خلأ نمايد ، و هم به جهت اشتياق به واقعيّات و آرمانها و ارزشهاى عالى كه امتياز آنها را تربيت و تعليم اثبات مىكند ، موجب نشاط و تحرّك و تكاپو براى پذيرش امور فوق و توجيه شخصيّت بوسيلهء آنها خواهد گشت . موقعيّت دوم ، مشاهدهء تدريجى نتايج تربيت كه قطعا پاسخگوى همهء ابعاد و و استعدادهاى انسانى مىباشد . 2 - « وعده‌هاى بىقيد و شرط عرضه نمىدارد » . اين مطلب هم بسيار عالى است ، يعنى تربيت كه خود بهترين عامل نفى وعده‌هاى بى قيد و شرط است ، نمىتواند مرتكب چنين امر نابكارانه اى شود . مربيّان كار آزموده و آگاه به اين پديدهء با اهمّيّت و داراى جهات متنوّع ، بهتر از همه مىدانند كه سر و كارشان با قوانين بسيار لطيف و ظريف و حسّاس مغزى و روانى انسانهاست و با كمترين بى توجّهى به قيود و شرائط و نتايج آنها نه تنها عمل تربيت خنثى مىگردد ، بلكه چه بسا « سر كنگبين صفرا افزايد و روغن بادام خشكى مزاج را نتيجه بدهد . » 3 - « تربيت مستلزم كوشش و انضباط است » . يكى از شرايط به نتيجه رسيدن تربيت كه خيلى با اهمّيت است ، همين شرط سوم است . و اين شرط ، هم براى خود مربّى ضرورت دارد و هم براى متربّى ( انسان مورد تربيت ) به نظر مىرسد كه كوشش و انضباط ، دو معلول يك علَّت اصلى هستند كه عبارتست از جدّى گرفتن امر تربيت ، زيرا قطعى است كه فقط با جدّى تلقّى كردن امر تربيت است كه طرفين تربيت ( مربّى و متربّى ) در راه بثمر رساندن آن مسامحه ننموده و كوشش خواهند كرد ، و همچنين جدّى تلقّى كردن تربيت است كه موجب افزايش آگاهىهاى طرفين بر ضرورت انضباط خواهد بود ، زيرا آگاهى و توجّه به ضرورت انضباط ناشى از اين است كه تربيت ، چهره‌ها و ابعاد و نتايج خود را آشكار بسازد و آشكار شدن اين امور موقعى امكان پذير است كه تربيت يك امر جدّى و حياتى تلقّى شود . اين مسئله يكى از موارد آن قاعدهء كلَّى است كه به اين صورت بيان مىشود : « هر حقيقتى هر اندازه حياتىتر تلقّى شود ، به همان اندازه جدّىتر تلقّى مىگردد و هر چيزى كه جدّى تلقّى شود ، موجب احساس لزوم تحصيل آگاهىهاى همه جانبه در بارهء آن امر جدّى مىگردد » ما با توجّه به مطلب فوق است كه مىتوانيم اساسىترين