تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩

« هنگامى كه خداوند متعال عقل را آفريد ، آن را به سخن گفتن واداشت ، سپس به عقل فرمود : بيا ، عقل آمد ، سپس فرمود : برگرد ، عقل برگشت ، سپس خداوند سبحان فرمود : سوگند به عزّت و جلالم مخلوقى محبوبتر از تو نزد خود نيافريده‌ام و ترا جز در كسى كه او را دوست مىدارم تكميل نمىكنم ، به وسيلهء تو امر مىكنم و به وسيلهء تو نهى مىنمايم و به وسيلهء تو كيفر و پاداش مىدهم » . مقصود از « بيا و برگرد » آمدن و برگشتن فيزيكى نبوده است ، بلكه مقصود ابراز ارزش عقل براى خود عقل يا نشان دادن هويّت عقل براى انسانها است ، به اين معنى كه همهء موجوديّت عقل خير محض است . و ممكن است اشاره به اين معنى باشد كه اگر عقل به كسى روى بياورد ، همهء خيرات روى به او آورده است و اگر عقل از كسى روى گردان شود ، همهء خيرات از او روى بر مىگرداند . ( 1 ) از پيامبر اكرم ( ص ) چنين نقل شده است كه : خداوند متعال چيزى بهتر از عقل بر بندگانش عطا نفرموده است . خواب عاقل بهتر است از شب بيدارى جاهل و توقّف عاقل در يك موقعيّت ، بهتر است از حركت و نمايش جاهل . و خداوند متعال پيامبر و رسولى را بر نينگيخته است مگر اين كه عقل او را تكميل نموده و عقل او برتر از همهء عقول امّتش بوده است . و آنچه كه پيامبر در نهاد درونى خود دارد برتر است از اجتهاد مجتهدين . و هيچ بنده اى فرائض خداوندى را بجاى نمىآورد مگر اين كه در بارهء خدا تعقّل مىكند و هيچ يك از عبادت كنندگان در فضيلت عبادتشان به آنچه كه عاقل نائل مىگردد ، نمىرسد و عقلا ، همان أولو الالباب هستند كه خداوند تعالى در شان آنان فرموده است : * ( وَما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الأَلْبابِ ) * . ( و متذكر نمىشوند مگر دارندگان عقل ) ( 2 ) . مختصّاتى كه در حديث فوق براى عقل شمرده شده است ، قطعا مربوط به انديشه‌هاى حرفه اى محض و عقل نظرى معمولى كه تحت فرماندهى خود طبيعى محض ، فعّاليّت مىكند نمىباشد ، همان عقل نظرى معمولى كه پشتيبان

هامش
( 1 ) كافى - محمّد بن يعقوب كلينى ج 2 ص 10 .
( 2 ) همين مأخذ ص 13 .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 129 | محمد تقي جعفري