ضلالت و حيرت . . . بودند . . . ] و مردم آن دوران را جاهليّتى بسيار سخت ، سبك و بى مغز نموده بود ) 4 - فاللَّه اللَّه فى كبر الحميّة و فخر الجاهليّة ( 1 ) ( از خدا بترسيد ، از خدا بترسيد [ يا خدا را در نظر بگيريد ، خدا را در نظر بگيريد ] در بارهء تكبّر ناشى از مقاومت لجوجانه در برابر حقّ و افتخارى كه در جاهليّت مىورزيديد ) 5 - فأطفئوا ما كمن فى قلوبكم من نيران العصبيّة و أحقاد الجاهليّة ( 2 ) ( پس خاموش كنيد آن آتشهاى تعصّب و كينههاى جاهليّت را كه در دلهايتان مخفى شده است ) 6 - فإنّهم قواعد أساس العصبيّة و دعائم أركان الفتنة و سيوف اعتزاء الجاهليّة ( 3 ) ( زيرا آنان ( آن پيشتازان كه تكبّر مىورزند . . . ) پايههاى اساس تعصّب و تكيه گاههاى اركان فتنه و شمشيرهاى افتخار جاهلى به انتساب به نسب و نژاد مىباشند ) براى تتميم اطَّلاع از دوران جاهليّت لطفا به مجلَّد هشتم اين دوره از ص 284 تا ص 290 مراجعه فرمائيد . در اينجا لازم است بيك نكته اى اشاره شود و آن اينست كه بعضى از نويسندگان عرب مىكوشند دوران جاهليّت را كه نژاد عرب پيش از اسلام داشته و با طلوع اسلام آن را پشت سر گذاشته است ، طورى تفسير كنند كه اهانتى بر اين نژاد وارد نشود . البتّه اسناد زشتىها و نابكارىها به هر گروه و جامعه و نژادى بدون دليل قانع كننده صحيح نيست ، خواه عرب باشد يا غير عرب ،
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 47
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٧
هامش
( 1 ) . خطبهء 192 ص 289 .
( 2 ) . همين خطبهء 288 .
( 3 ) . همين خطبهء ص 290 .