تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
صفتان طبيعىترين امرى است كه احتمال خلافش براى آنان اصلا قابل هضم نيست زيرا امامى براى آنان جز هواى خويشتن وجود ندارد . بدبختى و سقوط بشر امروزى از آن موقع شروع گشت كه پديدهء هوى - پرستى كه تكبّر و نخوت و خود محورى وقيح از مختصّات آن است ، [ و به اعتبار ديگر هوى پرستى از مختصّات آنهاست ] با قلم عدّه اى بنام روانشناس و روانكاو بعنوان ارادهء مقتضيّات طبيعى انسان روى صفحات كتابها نقش بست و با علامات دانشگاهى كه علمى بودن آنها را تضمين مىنمود مغزهاى مردم دانش پژوه را تحت سلطهء خود در آورد هنوز هم با اين كه كم و بيش ساختگى بودن آن توجيهات و صحنه سازى آنها بوسيلهء دانشمندان نسبتا انسان شناس گوشزد مىشود ، ولى هيهات ، مدّتى است كه آب از سر گذشته و مقدارى بسيار فراوان از انسانها كه در هر دوره و جامعه اى شايد اكثريّت اسف انگيز را تشكيل مىدهند ، مسخ و حقيقت اصلى خود را از دست داده‌اند .

2 - آنچه كه مطابق هواى هوى پرست نباشد ، هر چه باشد و از هر كسى كه صادر شود بايد با آن مبارزه كرد

مانند تكذيب و اهانت و ناتوان ساختن و حتّى كشتن او * ( لَقَدْ أَخَذْنا مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَأَرْسَلْنا إِلَيْهِمْ رُسُلًا كُلَّما جاءَهُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى أَنْفُسُهُمْ فَرِيقاً كَذَّبُوا وَفَرِيقاً يَقْتُلُونَ ) * ( 1 ) ( ما از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم و رسولانى را بسوى آنان فرستاديم هر موقعى كه پيامبرى با پيامى كه نفس آنان آن را نمىخواست براى آنان مىآمد ، گروهى از آن پيامبران را تكذيب مىكردند و گروهى ديگر را بقتل مىرسانيدند ) اين يك مختصّ كاملا طبيعى حركت بر مبناى هوى است كه اگر به هوى - پرست بگويند : تو در اين حال حاضر كه با هم به گفتگو نشسته‌ايم موجود

هامش
( 1 ) . المائده 70 .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 31 | محمد تقي جعفري