3 - هوىپرستى و امام خويشتن بودن ، براى خود معبودها مىسازد
تا احساس بسيار ريشه دار پرستش را كه در درون اوست ، با آن معبودهاى ساختگى و دروغين اشباع نمايد . همهء ما مىدانيم كه هوى چيزى نيست كه واقعا قابل پرستش بوده باشد زيرا با نظر به معنايى كه پرستش دارد ، قابل تعلَّق بر هوى نيست ، در پرستش وجود عظمت حقيقتى كه مورد پرستش قرار مىگيرد و موجب تكامل پرستنده مىباشد ، امرى است ضرورى در صورتى كه هوى عبارتست از خواستن و ميل به آنچه كه خود طبيعى محض مىخواهد . بنا بر اين ، احساس پرستش حقيقى با حركت بمقتضاى هوى ، به هيچ وجه اشباع نمىگردد . لذا هوى پرست هم مجبور است مانند ديگر انسانها ، بهر ترتيب است پاسخ اين احساس بسيار ريشه دار را براى وجدان خود [ اگر مانده باشد ] آماده نمايد . در نتيجه خود را به ساختن و پرداختن بتهاى متنوّع مجبور مىبيند . اين بتها همانطور كه شامل بتهاى رسمى مانند هبل و عزّى و لات و منات مىباشد ، شامل جاه و مقام و پول و شهرت و ثروت و غير ذلك مىگردد . * ( إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَآباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ الله بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَما تَهْوَى الأَنْفُسُ وَلَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى ) * ( 1 ) ( آن بتها جز نامها ى پر طنطنه ] چيزى نيستند كه شما و پدرانتان آنها را نامگذارى نمودهايد در صورتى كه ماوراى اين نامها حقيقتى ديگر