4 - هوى پرستى و امام خويشتن بودن از حقّ و عدالت منحرف مىسازد
اين يكى از بديهىترين و فراگيرترين خواصّ هواى پرستى است كه هيچگونه استثنائى ندارد . اگر ما اندك توجّهى به اين حقيقت داشته باشيم كه هوى هيچ قانونى را نمىشناسد و نمىپذيرد ، در صورتى كه عدالت عبارتست از رفتار مطابق قانون ، خاصّيّت مزبور براى هوى پرستى كاملا روشن مىگردد . همچنين اگر به اين قضيّه بديهى توجّه داشته باشيم كه حقّ آن واقعيّت ثابت است كه شايستگى واقعيّت و ثبات و منشأ قرار گرفتن براى قوانين را دارا مىباشد ، تضادّ آن را با هوى و هوى پرستى كه هيچيك از مفاهيم موجوديّت در هويّت حقّ را [ كه اشاره كرديم ] نمىشناسد و نمىپذيرد ، واضح مىگردد . خداوند مىفرمايد : * ( فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ الله ) * ( 1 ) ( پس ميان مردم بر مبناى حقّ حكم كن و از هوى پيروى مكن كه ترا از راه خداوندى گمراه و منحرف مىسازد . ) و ما مىدانيم كه حقّ و عدالت فقط در سلوك و حركت در راهى است كه خداوند بوسيلهء پيامبران و عقول و وجدانها معرّفى فرموده است . بنا بر اين ، امام خويشتن بودن انحراف از حقّ و عدالت را مانند يك معلول جبرى بدنبال خواهد داشت .