پاسخ امام عليه السّلام به سؤال عمران صابى فوق العاده جالب و روشن و قاطع است . امام مىفرمايد : صدق سكوت و سكون و سخن نگفتن بر يك موضوع مستلزم ملكه و استعداد سخن گفتن در همان موضوع است . و چون خداوند سبحان مانند انسانها نيست كه استعداد سخن گفتن با وسائل معمولى ( دهان و زبان و حنجره ) داشته باشد ، لذا اسناد سكوت و سكون هم بر آن ذات اقدس امكان ناپذير مىباشد ، زيرا بتعبير اصطلاحى : تقابل سكوت و نطق ، تقابل عدم و ملكه است ، مانند بينائى و نابينائى ، به ديوار نمىتوان گفت : نابينا است و نمىبيند ، زيرا ديوار استعداد بينائى و ديدن ندارد . امام عليه السّلام براى تفهيم عمران به چراغ مثال مىزند و مىفرمايد : نمىتوان گفت : چراغ ساكت است و سخن نمىگويد ، زيرا چراغ استعداد سخن گفتن ندارد . و اين كه خداوند سبحان با حضرت موسى ( ع ) سخن گفته است ، مانند : * ( إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً ) * ( 1 ) منم پروردگار تو ، نعلينت را در آور كه تو تحقيقا در وادى مقدّس طوى هستى . ) و ديگر آياتى كه خداوند در آنها از سخن گفتن خود خبر مىدهد ، مقصود ايجاد الفاظ در فضا يا ديگر اجسام است ، چنان كه براى تكلَّم با موسى ( ع ) كلماتى را در درخت بوجود آورد . ( 2 ) در نتيجه ايجاد سخن از طرف خداوند متعال موجب تغيّر و دگرگونى او نمىگردد . سپس امام مىفرمايد : نيز گفته
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 233
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٣٣
هامش
( 1 ) طه آيه 12 .
( 2 ) . اين نكته را ناگفته نگذاريم كه شيخ محمود شبسترى كه براى دفاع از حسين بن منصور حلَّاج گفته است :روا باشد انا اللَّه از درختى
چرا نبود روا از نيكبختىقطعا مرتكب اشتباه شده است ، زيرا گويندهء إِنِّى أَنَا الله درخت نبوده است ، بلكه خدا بوده است كه بوسيلهء درخت آن را نمودار ساخته است .