چنين در نظر گرفت كه دو يا چند نفر در بارهء يك موضوع كه براى درك و پيدا كردن نظر در بارهء آن ، طرح شده است ، دو يا چند قسم درك و نظر بدست بياورند كه هر يك از آنها براى درك كننده و بدست آورندهء نظر ، مقبول و براى ديگرى نامقبول بوده باشد . البتّه چنان كه تذكَّر داديم ، اين تعريف فقط براى توصيف اجمالى اختلاف گفته شد كه به اين بحث مربوط مىشود .
توجّه به تنوّع انواع و افراد و مصاديق اختلاف ، اين مفهوم را روشنتر خواهد ساخت .
انواع اختلاف - بديهى است كه انواع اختلاف با نظر به موضوع مورد اختلاف و انسانهائى كه با يكديگر اختلاف دارند متعدّد و متنوّع مىباشد . ما به مقدارى از اصول آنها اشاره مىكنيم : 1 - اختلاف در انتخاب وسيلهء با اتّحاد در هدف . نظير اين كه چند نفر در اين كه بايد زمين شخصى را براى زراعت شخم كنند اتّحاد نظر دارند ، ولى در اين كه كار شخم با كدامين وسيله بايد باشد ، اختلاف دارند . اين نوع اختلاف در حيات بشرى بسيار شايع و فراوان است ، چه در امور مادّى و چه در واقعيّات معنوى ، مثال امر مادّى را متذكَّر شديم . مثال معنوى اين اختلاف ، مانند اختلاف در وسيلهء كمال كه تقرّب به خداوند است با وحدت هدف كه عبارتست از تقرّب به خدا . يعنى چند نفر مىدانند و پذيرفتهاند كه تقرّب الى اللَّه هدف مطلوب انسان است ، زيرا كه كمال مطلوب است ، حتّى ممكن است همين هدف كه مورد وحدت نظر است طريق مشتركى داشته باشد كه آن هم مورد وحدت نظر است ، مانند تزكيّهء نفس و پاك ساختن آن از رذائل و زشتىها ، ولى در وسيله اى كه انسانها را به آن هدف و طريق مشترك مىرساند اختلاف نظر داشته باشند .
2 - اختلاف در خود هدف كه مثلا آيا فعّاليّت هنرى فقط بعنوان اين كه هنر است مىتواند هدف قرار داده شود همچنين آيا علم بدانجهت كه علم
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 22
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٢