بشرى و پيشرفت وى در صحنههاى حيات مىباشد ، نهايت امر چند شرط اساسى را بايد در اين تكاپوى متنوّع و بيكران در نظر گرفت : شرط يكم - همانطور كه اشاره كرديم پرهيز از خود محورى كه نتيجه اى جز خلاصه كردن همهء واقعيّات و حقايق در هويّت و خواستههاى خود طبيعى ندارد . اين پديده همواره بر مبناى « من هدف و ديگران وسيله » حركت مىكند و وجود و بقاى آن بدون مبناى مزبور قابل تصوّر نيست . اين بيمارى مهلك است كه سطور همهء اوراق تاريخ بشرى را نه تنها پر از سطور بيان كنندهء اختلافات تباه كننده نموده است ، بلكه همواره خود محوران مبتلا به بيمارى مزبور عواملى ساختگى را براى اختلاف درست كرده و از آنها براى مقاصد خود سوء استفاده نمودهاند ( 1 ) . حتّى اين بيماران در گذرگاه قرون و اعصار براى ايجاد اختلافات تباه كننده انگور و اوزوم و عنبها را كه الفاظ مختلف براى يك معنى مىباشند ، چنان بجنگ هم انداختهاند كه هيچكس توانائى تصوّر نتايج ويران كنندهء آنها را ندارد ، چنان كه هيچ كس نمىتواند جنازههاى به خاك و خون افتادهء در كشتارهاى بشرى را از نظر كمّيّت و كيفيّت محاسبه نمايد .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 25
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٥
هامش
( 1 ) . اين شعار حياتسوز و بنيانكن ( اختلاف بينداز ، آقائى كن ) آسيبهائى را بر ارزشها و فرهنگهاى مثبت بشرى وارد آورده است كه محال است به كمتر از نابودى هويّت انسانى انسان قناعت بورزد ، شگفتآورترين قضيّه در اين جريان اينست كه خود كسانى كه براى جاه و ثروت چند روزهء دنيا از شعار فوق استفاده مىكنند ، خود نيز دير يا زود ، اگر چه در نسلهاى بعدى مكافات مبارزه با حيات انسانها را مىبينند ، ولى كو ديده ءعبرتبين و كو انسان فردانگر