امر يكم : ذات يا « من » با برنهادن خود متعيّن مىگردد و براى حصول اين تعيّن « جز من » در بر آن ذات يا « من » برنهاده مىشود .
امر دوم - ما فوق بودن ذات اقدس ربوبى از قاعدهء مزبور است ، زيرا ذات حقّ ، در برابر خود « جز من » ندارد .
ولى بقيّهء مسائل فلسفى فيخته مورد تأمّل و بحث است از آن جمله : 1 - « مادّهء علم مانند صورتش » خود ذهن « است . چنان كه پيش از اين اشاره كرديم ، اين مطلب به هيچ وجه صحيح نيست و بر مبناى ايده آليستى افراطى فيخته استوار است كه مىتوان با دلائل قطعى آن را مردود ساخت .
2 - فيخته عامل محدود كنندهء « من » را در عبارات فوق توضيح نداده است كه آيا اين عامل داخلى است يا خارجى ، التزام به اين كه عامل محدود كننده و موجب تعيّن و تشخّص امر داخلى است ، اين مشكل را بوجود مىآورد كه ذات نامحدود چه انگيزه و عاملى براى محدود و متعيّن كردن خود دارد ، با اين كه « من » در عالم محدوديّت خود كامل است فرض وجود عالم تعيّن در درون « من » مساوى است با فرض وجود عامل نقص ( ضدّ كمال ) در درون « من » و اگر عامل تعيّن را خارجى فرض كنيم ، در اين صورت بايد واقعيّت « جز من » را با قطع نظر از « من » كه بعقيدهء فيخته بوجود آورندهء « جز من » است بپذيريم و اين خود نقض صريح عقيدهء فيخته مىباشد .
3 - اگر « من » را در فلسفهء وى به همان معنى معمولى كه انسانها در درون خود سراغ دارند و گاهى با علم حضورى بقول فيخته براى خود بر مىنهند بگيريم ، اسناد واقعيّت وجودى « من » بعنوان علَّت و « جز من » بعنوان معلول آن ، نا معقول به نظر مىرسد زيرا « من » و « جز من » هر چه باشد مخلوقات خداوندى هستند كه فيخته نيز به آن ذات اقدس معتقد است و بر اين مبنى بوجود آمدن « جز من » از بر نهاده شدن « من » معنائى ندارد . البتّه در قدرت ما فوق طبيعى « من » مخصوصا در صورت بوجود آمدن ارادههاى نيرومند ، شگفتىها وجود دارد ، ولى هر اندازه هم
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 209
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٠٩