احساسى عالىتر از سه گروه فوقند ، تنها در بارهء نفى غير ذات و تجريد آن از غير غوطه ور نيستند ، بلكه مىكوشند چه از ديدگاه معارف حاصله از علم النّفس و چه با فعّاليّتهاى مغزى و الا و چه بوسيلهء احساسهاى برين [ نه احساسات خام ] به مفهوم يا مفاهيم روشنى از من برسند اگر چه از طريق دريافت آثار و تموّجات و مختصّات ذات بوده باشد كه براى انسانهاى متفكَّر و با خلوص ضرورتى است غير قابل چشم پوشى .
اين قاعدهء با اهمّيّت كه امام علىّ بن موسى الرّضا ( ع ) بيان فرمودند : ( محصول علم بيك شيء [ يا عمل و فعّاليّت علم در بارهء يك شيء ] براى نفى غير آن شيء و تقرّر خود آن شيء بوسيلهء نفى آن غير مىباشد ، و چون در صقع ربوبى چيزى نبود كه مخالف ذات اقدس ربوبى بوده و در برابر آن ذات اقدس برنهاده شود ، در نتيجه براى متعيّن ساختن معلوم ( ذات خود ) به نفى مخالف و برنهادن آن در برابر ذات نياز نداشته است ) در لابلاى بعضى كتب مربوط به احاديث و معارف اسلامى مسكوت عنه مانده است ، در صورتى كه بيان - كنندهء يكى از با اهمّيّتترين اصول الهيّات مىباشد . و اگر تعرّضى بر تفسير اين اصل صورت گرفته است مختصر و اجمالى مىباشد .
بهر حال اگر نظر به تاريخ زندگى امام علىّ بن موسى الرّضا ( ع ) بيندازيم و اين نظريّه را بپذيريم كه ولادت آن حضرت در سال 148 هجرى بوده است و فرض كنيم كه در آن هنگام كه امام اين قاعده را فرموده است سى سال از عمر مباركش مىگذشته است و تاريخ بروز قاعدهء مزبور در سال 178 هجرى مىباشد . و مىدانيم كه تا آن روز هيچ فلسفه و مكتبى ديده نمىشود كه قاعدهء مزبور را براى افكار بشرى عرضه كرده باشد . تا اين كه قرون و اعصار طولانى مىگذرد و فلسفهء آلمان در مغرب زمين طلوع مىكند و با خويشاوندىهايى كه با فلسفه و حكمت مشرق زمين داشته است تا حدودى تفكَّرات عميق و جالب توجّهى را در فلسفه عرضه مىكند . ار آن جمله متفكَّرى بنام يوهان گتليت فيخته
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 205
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٠٥