تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
قابل مقايسه با ديگر اشياء عالم معلومها نيست ، زيرا هيچ حقيقتى نمىتواند بعنوان مخالف ذات خداوندى عرض وجود كند و منافى مقام هويّت خداوندى بوده باشد ، زيرا هر شيء را كه شما تصوّر نمائيد ، مخلوق خداوندى است و آن مخلوق بدون اين كه در ذات خداوندى تغييرى ايجاد كرده باشد ، بوجود آمده است مانند عدد 2 كه من انسانى آن را در مغز بوجود مىآورد ، بدون اين كه من انسانى با بوجود آوردن آن تغييرى پيدا كند و چون هيچ شيء نمىتواند در ذات اقدس ربوبى تغييرى ايجاد كند ( نه با بوجود آمدن آن ، نقصى در ذات الهى پيدا مىشود و نه افزايشى ) لذا نمىتواند در برابر ذات اقدس ربوبى طرح شود ، تا تعيّن معلوم بودن ذات نيازى بر نفى آن شيء يا اشياء داشته باشد . و با عبارت كلَّىتر وحدت مطلقهء ذات اقدس ربوبى بحدّى است كه هيچ شيء نه در ازل الآزال و نه در ابد الآباد در برابر آن ذات ، تقرّرى نمىتواند داشته باشد تا براى علم به ذات نيازى بر نفى هر شيء غير آن ذات وجود داشته باشد . و ممكن است پاسخ امام بر عمران بر مبناى قانون علم حضورى در همهء موارد اين علم بدون اختصاص به علم خداوند سبحان به ذات اقدسش بوده باشد . با اين توضيح كه حضور علمى ذات هر ادراك كننده ، براى خود همان ادراك كننده ذاتا مجرّد از تقارن با ديگر اشياء است كه خلاف تعيّن معلوم مىباشد . اين احتمال را بعضى از فضلاء در شرح اين احتجاج بعنوان تفسير مطلب مورد بحث بيان نموده‌اند ولى به نظر مىرسد بدانجهت كه در علم حضورى كه ما انسانها در بارهء ذات خود داريم ، آگاهانه يا ناآگاه نفى غير را از ذات يا من كه بعنوان معلوم حضورى دريافت مىكنيم انجام مىدهيم . لذا مىبينيم كه افراد انسانى در اين علم بسيار متفاوت مىباشند . مثلا : 1 - گروهى هستند كه وقتى كه مىخواهند ذات خود را مورد آگاهى قرار بدهند و يا باصطلاح مىخواهند ذات خود را با علم حضورى دريابند ، فقط آنچه