تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
پاشنهء پا كه در پائينترين اعضاى جسمانى ما قرار گرفته است ، مانند آن مهرهء ناچيز نما در يك كارگاه بسيار معظم است كه در كلّ مجموعى تشكيلات آن كارگاه ، همانند بزرگترين چرخ و چشمگيرترين ابزار توليد برق مثلا دخالت ضرورى دارد . چشم كه موقعيّت جالب و چشمگيرى را در بدن ما اشغال نموده است ، از محبوبيّت خاصّ براى خدا برخوردار نيست ، چنان كه پاشنهء پا كه در موقعيّت پائينتر به نظر مىرسد ، مورد قهر و غضب خداوندى نمىباشد . لذا بايد گفت : اگر پرده‌ها برداشته شود و موضعگيرىهاى خاصّ ما در طبيعت شناسى و جهان بينى نتوانند در ارتباط ما با واقعيّات تأثير منحرف كننده بگذارند ، اغلب احكام و داوريهاى ما در ارزش يابىهايى كه در اين دنيا انجام مىدهيم ، خلاف واقع بودن خود را نشان خواهند داد . 2 - عمران : يا سيّدى هل كان الكائن معلوما في نفسه عند نفسه ( اى سرور من ، آيا خداوند . براى خويشتن معلوم بود ) الإمام - إنّما تكون المعلمة بالشيىء لنفى خلافه و ليكون الشيء نفسه بما نفى عنه موجودا ، و لم يكن هناك شيء يخالفه فتدعوا الحاجة إلى نفى ذلك الشيء عن نفسه بتحديد ما علم منها . أفهمت يا عمران قال : نعم ، و اللَّه يا سيّدى . ( امام علىّ بن موسى الرّضا ( ع ) فرمودند : محصول علم به يك شيئى [ يا عمل و فعّاليّت علم در بارهء يك شيئى ] براى نفى غير آن شيئى و تقرّر خود شيئى بوسيلهء نفى آن غير مىباشد و چون در صقع ربوبى چيزى نبود كه مخالف ذات اقدس ربوبى بوده باشد و در نتيجه براى متعيّن ساختن معلوم ( ذات خود ) به نفى مخالف از خود نياز داشته باشد . اى عمران فهميدى عمران پاسخ داد : بلى ، سوگند به خدا اى سرور من )