صفات اقدس و ارادهء او را داشته باشند ، بعبارت روشنتر با نظر به اين كه همهء موجوديّت اين مخلوقات آفريدهء خدا و بقائش نيز وابسته به آن ذات اقدس است ، چگونه امكان دارد كه خداوند به آن موجوديّت و واقعيّتهايى كه خودش بوجود آورده است نيازمند بوده باشد ، تصوّر چنين چيزى مساوى اينست كه بگوئيم : خداوند به موجوديّت خودش نيازمند است و اين تصوّر مستلزم تكثّر در ذات خداوندى مىباشد و آنگهى اگر اين مخلوقات پس از بوجود آمدن يا با بوجود آمدنشان عامل رفع نياز خداوندى بوده باشند ، بدانجهت كه پيش از بوجود آمدن ، مقدور خداوندى بودهاند ، در آن موقعيّت براى رفع احتياج خداوندى مناسبتر بودهاند زيرا كه در آن موقعيّت وارد صحنهء كون و فساد و و وابستگىها نگشته بودند .
دليل دوم -
اگر موجودى قدرت مطلوب خود را از موجودات ديگرى بدست بياورد و آن موجودات ديگر از جهت وجود يا ادامهء وجود در اختيار طالب قدرت بوده باشند ، طبيعى است كه طالب قدرت هر چه بتواند بايد آن موجودات را لباس هستى بپوشاند و يا وجود آنها را بيشتر ادامه بدهد ، تا قدرت بيشترى را بدست بياورد و با نظر به بىنهايت بودن ذات و صفات خداوندى كه نياز او را هم بىنهايت مىنمايد ، مىبايست خداوند متعال چند برابر همين موجودات را تا بينهايت براى رفع احتياجات خود بيافريند
دليل سوم -
اگر خلقت براى رفع احتياج خداوندى بود ، هر موجودى را كه مىآفريد ، احتياجى را بر احتياجات خود مىافزود ، زيرا بقاى هر موجودى به واقعيّاتى نيازمند است كه بدون آنها آن موجود نمىتواند به هستى خود ادامه بدهد . بنا بر اين ، خلقت هر موجودى موجب مىشود كه موجوداتى تا بينهايت وارد عرصهء هستى گردد تا بتوانند آن موجود مخلوق را در مجراى خود برقرار نمايند ، پس هر موجودى كه خلق مىشود موجب بروز احتياج خداوندى بر آفريدن موجودات بىنهايت مىگردد در آخر