مىكنند : آنان در بارگاه خداوندى نغمه سازى كردهاند كارمندان فلسفهء الهى براى مطرح كردن خويش در جامعه از ناآگاهى مردم سوء استفادهها ميكنند و چنان داد سخن در الهيّات مىدهند كه ذهن دانش پژوهان را راكد مىنمايند .
از طرف ديگر مىدانيم هر شخص گرفتارى در آن موقع كه همهء درها به روى او بسته مىشود دست به طرف آسمان بلند مىكند و چنان جملات زيبائى را در راز و نياز ادا مىكند كه انسان گمان مىكند اين مرد يا زن همهء لحظات عمر خود را در حضور خداوندى بسر مىبرده در صورتى كه آن انسان فقط بر طرف شدن گرفتارى خود را مىخواهد و خدا را وسيله قرار داده است لذا معناى راز و نياز آنان كه « خدايا ، پناه بر تو ، و روى به تو مىآورم » در حال اضطرار كه همهء درها برويش بسته شده است ، براى آن خدائى است كه در نجات از آن گرفتارى را برويش باز كند و بس و پس از رهائى از آن گرفتارى ، او است و خواسته هايش ، او است و جهالت و حماقتهايش ، او است و خود كامگى - هايش . در آن هنگام كه اين گرفتار مىگويد : « جز تو معبودى ندارم » مقصودش از معبود ، آن عامل قدرتمندى است كه توانائى بر طرف كردن آن مصيبت و ناگوارى را دارد كه فعلا دچار آن است ، نه معبود به معناى حقيقى آن ، زيرا ممكن است نيايش كننده اصلا معناى عبادت را در طول عمر خود نفهميده باشد و يا آن تربيت روحى را نديده باشد كه موجب قرار گرفتن آدمى در جاذبهء ربوبى است . حال اگر اين جمله را از دهان امير المؤمنين بشنويم و يا گويندهء آن ، امام علىّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام بوده باشد ترديدى نداريم در اين كه وقتى كه در حال نيايش با خدا مىگويند : خدايا پناه بر تو و روى به تو مىآورم يعنى - خداوندا ، من بندهء تو در همهء احوال پناهندهء بارگاه تو و خود را در پيشگاه تو مىبينم بدون كمترين تفاوت در ميان حالات مختلف و متضادّ خود را در شاديها همان گونه پناهندهء بارگاه تو مىبينم كه در اندوهها ، در پيروزىها ، همچنان كه در شكستها ى ظاهرى ] در ميدانهاى جنگ ، همچنان كه در محراب
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 190
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٩٠