تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
( سؤال كردى ، پاسخ سؤالت را بفهم ، امّا خداوند يگانه ، از ازل بىهمتا بوده ، موجوديست كه چيزى با او نبوده ، حدود و اعراض راهى به او نداشته است و الآن هم چنان كه در آينده [ براى ابد نيز ] چنان است سپس مخلوقات را بطور ابداعى ( بىسابقهء هستى ) با اعراض مختلف و حدود گوناگون آفريد . اين خلقت ابداعى را نه در چيزى برپاداشت و نه در چيزى محدود ساخت و نه بر چيزى مقابل نمود و نه با چيزى مشابه ) وحدانيّت مطلقهء خداوندى از صفات ذاتى او است ، لذا قابل تغيير به هيچ وجه نيست و هيچ موجودى نمىتواند در برابر آن ذات اقدس چنان مطرح شود و تحقّق پيدا كند كه وحدت مطلقهء خداوندى را مبدّل به واحد عددى نمايد كه موجود مفروض دوم آن بوده باشد . نظير اين وحدت را تا حدّى مىتوان در وحدت نفس ( من ) انسانى شهود كرد . من انسانى آن حقيقتى نيست كه در برابر امور مادّى كه مديريّت آنها در اختيار من است ، بعنوان يك واحد بوده باشد كه امور مادّى دوم و سوم . . . . آن من محسوب گردد . البتّه اين يك تنظير ناقص است كه فقط براى توضيح اجمالى در بارهء ازليّت و ابديّت وحدت مطلقهء خداوندى عرض شد كه اگر ميلياردها عالم مانند همين عالم هستى آفريده شوند تحقّق و تقرّر آنها نمىتواند در برابر وجود خداوندى چنان بوده باشد كه وحدت آن ذات اقدس را مبدّل به واحدى نمايد كه با ديگر موجودات عوالم هستى مشمول شمارش قرار بگيرد . اين مسأله را كه امام مطرح فرمودند ، اگر بطور كامل مورد دقّت قرار بگيرد ، مشكلات متعدّدى را كه در رابطهء خداوند با عالم هستى بحث مىشود حلّ و فصل مىنمايد . ثمّ خلق خلقا مبتدعا . . . خلقت كائنات ابداعى است ، يعنى به هيچ وجه سابقهء هستى نداشته است ، نه هيولى به معناى اصطلاحى آن كه بالقوّه و استعداد قبلى همهء اشياء مىباشد و نه مادّه بهر معنائى كه منظور شود . تصوّر ابداع و انشاء كه در سخنان رئيس الموحّدين امير المؤمنين عليه السّلام بطور مكرّر آمده است ،
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 192 | محمد تقي جعفري