34 ، - و من شكره جزاه ( و هر كس كه او را سپاسگزارى كند ، پاداشش دهد )
شكر نعمت نعمتت افزون كند
اين كلمهء شكر هم مانند ديگر كلماتى كه داراى مفاهيم بسيار با اهمّيّت مىباشند ، چنان كه در گذشته اشاره كرديم به جهت تفسيرهاى ناروائى كه در آنها انجام مىگيرد مفهوم حقيقى خود را از دست مىدهند ، مانند آزادى و عشق و معرفت و غير ذلك . بهر حال ضرورىترين كارى كه در بارهء اين گونه كلمات بايد انجام داد اينست كه نخست بايد آن معناى ناشايست را كه وارد مفهوم اصلى و صحيح كلمه شده است ، از آن مفهوم بر كنار كرد ، مثلا چنان كه در مباحث عشق ديديم ، اين كلمه در مفهوم حقيقى داراى آن عظمت است كه گفته شده است :
شاد باش اى عشق خوش سوداى ما
اى طبيب جمله علَّتهاى ما
اى دواى نخوت و ناموس ما
اى تو افلاطون و جالينوس ما
عشق بحرى آسمان بر وى كفى
چون زليخا در هواى يوسفى
دور گردون را ز موج عشق دان
گر نبودى عشق بفسردى جهان
هر چه گويم عشق را شرح و بيان
چون به عشق آيم خجل گردم از آن
يا بگفتهء حافظ :
عاشق شو ارنه روزى كار جهان سر آيد
ناخوانده درس مقصود از كارگاه هستى
ولى اين كلمه چنان تنزّل پيدا مىكند كه بقول بعضى از نويسندگان مغرب زمين تا حدّ « درشكههاى كرايه اى » سقوط مىكند ، متأسّفانه بدانجهت كه تملَّقها و چاپلوسىها و گدا طبعىها و خود باختگىها كه افراد فراوانى از انسانها