تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤

ما رأيت شيئا إلَّا و رأيت اللَّه معه ( چيزى را نديدم مگر اين كه خدا را با آن ديدم ) . 7 - شناخت هستى با بعد مذهبى - هر كوشش و فعّاليّت حسّى و ذهنى كه بتواند واقعيّتى را براى انسان روشن بسازد و معرفتى را در بارهء آن واقعيّت نصيب انسان بنمايد ، مطلوب مذهب است ، زيرا خداوند متعال با بوجود آوردن حواسّ و ذهن و ديگر استعدادهاى سازنده ، مشيّت خود را براى انسانها بيان فرموده است كه براى وصول به « حيات معقول » چنين كوشش و فعّاليّتى لازم است . توصيفى كه براى شناخت مذهبى در مباحث گذشته گفتيم ( ايمان به بايستگى فراگيرى شناختهاى ششگانه براى حركت با قوانين مقرّرهء مستند به پيشوايان الهى در مسير جاذبهء ربوبى . ) نوعى روشنائى را بوجود مىآورد كه ابعاد ششگانه را از شايستگى بالاتر برده و وارد قلمرو بايستگى قرار مىدهد و حيات حقيقى روح را بارور مىسازد . منابع دين اسلام در لزوم برخوردارى از همهء نيروها و استعدادها در آخرين حدّ ممكن بقدرى فراوان است كه نيازى به شرح و بسط ندارد . فقط كافى است به آن آيهء قرآنى توجّه كنيم كه مىفرمايد : * ( سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الآفاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ . . . ) * ( 1 ) ( به زودى ما آيات خود را در جهان برونى و جهان درونىشان براى آنان نشان خواهيم داد ) . و جاى هيچ گونه ترديد نيست در اين كه حصول علم بيك واقعيّت اگر چه آن واقعيّت داراى ناچيزترين محتوى بوده باشد ، آيه اى از آيات خداوندى در يكى از دو جهان برونى و يا درونى روشن مىگردد . اين كه آيه اى در جهان برونى روشن مىشود ، از آن جهت است كه حلقه‌هاى بيكران هستى با نشان دادن خود ، حالت وابستگى

هامش
( 1 ) . سورهء فصّلت آيهء 52 .