به بيطرفى علمى ناب بسيار دشوار و به معناى « مطلق » يا خالص آن ، امكان ناپذير است . حتّى در علوم طبيعى ، در آرزوى اثبات يك فرضيّه يا نظريّه شخصى بودن ، ممكن است به تحريف و حتّى ناديده گرفتن برخى از آرزوهايى بينجامد كه يكى از نيرومندترين احساسات بشرى بشمار مىآيد . امّا يك دانشمند طبيعى نمىخواهد يك مولكول يا يك تك سلَّولى را اثبات كند - دست كم اخلاقا نمىخواهد . حال آنكه اين احساساتى كه ما اخلاقى و حتّى بالاتر از آن ، خودخواهانه اش مىخوانيم ، با قدرت تمام بر يك دانشمند اجتماعى فشار مىآورند . او به سختى مىتواند از خواست دگرگون سازى آنچه در دست بررسى دارد ، پرهيز كند . البتّه او موضوع خويش را نمىخواهد به همان سان دگرگون سازد كه يك شيميدان صورت عناصرى را كه تركيب مىكند ، دگرگون مىسازد ، بلكه اين دگرگونى را چونان دگرگونى كه يك مبلَّغ دينى بر انسان نو ايمان اعمال مىكند مىخواهد . امّا يك دانشمند اجتماعى بايد چونان مرد نكوكارى كه از شيطان مىپرهيزد ، درست از همين گرايش ياد شده پرهيز كند . يكى از سختترين چيزهائى كه در زمين مىتوان انجام داد ، توصيف انسانها يا نهادها بدون خواست دگرگونى آنها است . اين كار چندان سخت است كه بيشتر مردم بدين نكته آگاه نيستند كه اين دو جريان را مىتوان از هم جدا ساخت . با اين همه اگر بخواهيم در علوم اجتماعى به جائى برسيم ، بايد اين دو را از هم جدا سازيم . . . بيطرفى مطلق يك منطقهء قطبى است كه براى زندگى بشر جاى مناسبى نيست . . . » ( 1 ) نتيجه اى كه از ديدگاه علمى در اين مسئلهء دوم مىتوان گرفت ، اينست كه در علوم انسانى ، هر موضوعى كه مورد تحقيق و شناسائى علمى قرار مىگيرد ، بوسيلهء كانالهاى محسوس يا نامحسوس پاى موضوعات و مسائل و آرمانها و عقائد خاصّ شخص محقّق بميان كشيده مىشود كه چه بسا انواع شناخت آنها متعدّد باشد ، مانند دريافت
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 31
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣١
هامش
( 1 ) . كالبد شكافى چهار انقلاب - كرين برينتون ترجمهء آقاى محسن ثلاثى ص 21 و 22 چاپ اوّل 1362 .