توانائىهاى او اجازه مىدهد در بارهء انسانهاى ديگر احساس مسئوليّت نموده آنانرا در حركت در مسير خود مشترك بداند ، زيرا آن انسان كه نيازمنديهاى همنوعش را بداند و توانائى منتفى ساختن آنها را داشته باشد و با اين حال آن توانائى را در راه تنظيم حيات مادّى و معنوى خنثى نمايد و راه خود را پيش بگيرد ، نخواهد توانست به كمال انسانى نائل گردد . در يك حديث آمده است ما آمن بى من بات شبعانا و جاره المسلم جائع ( 1 ) ايمان به من نياورده است كسى كه در حال سيرى شب را به روز برساند در حالى كه همسايهء مسلمانش گرسنه باشد . وقتى كه يك رهرو منزل كمال قدرت و امتيازى را كه دارا است ، اگر چه خيلى اندك باشد ، در راه احتياجات مادّى و معنوى انسانها صرف مىكند با اين هدفگيرى كه « خلق همه يكسره عيال خدايند » و با توجّه به اين كه الخلق كلَّهم عيال اللَّه و أحبّهم إليه أنفعهم لهم همهء مردم بمنزلهء خانوادهء خداوندى هستند ، محبوبترين آنان در نزد خدا سودمندترين آنان بخانوادهء خدا است چنين شخصى از محبّت الهى در حدّ اعلا بهره مند است . مگر شايستگى ورود در مقام والاى محبّت الهى هدف عالى عرفان و كمال انسانى نيست پس تكاپوى انسان كامل نمىتواند در خلاء محض بوده باشد ، زيرا انسانهائى كه در پيرامون او زندگى مىكنند ، در عوامل ادامهء حيات او مشتركند ، آنان نيز تشنهء معرفت و گرديدنهاى تكاملى مىباشند . لذا تا آنجا كه شعاع قدرت رهرو منزلگه كمال و عرفان مثبت كشيده شده است ، به هيچ وجه نمىتواند اين قدرت را مهمل و يا در پيش برد هدفهاى شخصى خود صرف نمايد .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 284
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٨٤
ما ز بالائيم بالا مىرويم
ما ز دريائيم دريا مىرويم
هامش
( 1 ) . سفينة البحار ج 1 ص 190 .