تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
مطلب سوم : حركات و سكنات كودكان و تصرّفات آنان در اسباببازيها و دويدن بدنبال پروانه‌ها و قهرها و آشتىهاى آنان با يكديگر ، در مقابل كارهاى خردمندانهء بزرگسالان است كه بازى مىنمايد . و اگر در اين پديده درست دقّت كنيم خواهيم ديد كه اين حركات و سكنات با در نظر گرفتن وضع روانى كودكان كه بطور غريزى به كار انداختن استعدادهاى گوناگونشان با طبيعت و همنوعان خود شروع مىكنند ، منطق صحيح آغاز زندگى است و همهء فعّاليّتهاى بازى نماى آنان مستند به علل و انگيزه هائى است كه آگاهانه يا ناآگاه كودكان را با طبيعت و همنوعان خود آشنا مىسازد . امّا هيچ يك از آن حركات و سكنات به حال انسانهاى بزرگ مفيد نمىباشد ، بلكه گاهى آن بازىنماها مضرّ و ويرانگر هم مىباشد . بنا بر اين ، ما نبايد به طبيعى بودن يك عدّه پديده‌ها و فعّاليّتها ، از آن جهت كه طبيعى و داراى منطق مخصوص به خود مىباشند ، تكيه نموده و طبيعت و منطق موقعيّتهاى بالاتر را از ارزش و ضرورت خود بيندازيم . كودكى كه كبريت را كشيده و ظرف بنزين را مشتعل ساخته است ، با ديدن زبانه‌هاى آتش كه مىرود همهء خانه را خاكستر كند ، بسيار خوشحال و در دريائى از لذّت غوطه ور است و ممكن است براى اين كه مادر عزيزش را هم در اين لذّت مشترك بسازد دوان دوان مىرود و صدا مىكند : مادر ، مادر بيا ، چه قدر قشنگ و زيبا است مانند دويدن و خنده‌ها و پياله بهمزدنهاى جنگ افروزان ميدان تنازع در بقاء كه به به ، چه زيبا و چه قشنگ است چه چيز زيبا و قشنگ است صدها هزار لاشهء به خاك و خون افتادهء انسانها ، و چه عالى است چه چيز عالى است قهرمانى من كه رگهاى حياتى هزاران بلكه ميليونها انسان ناتوان را بريده‌ام و ميليونها انسان را آواره و بىخانمان ساخته‌ام نكتهء هفتم - لذّات زودگذر حيات طبيعى محض غوطه وران در اين زندگانى را چنان به خود مشغول مىدارد و چنان سطوح روانى آنانرا اشباع مىكند كه