تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
كودكان است در برابر بزرگسالان ورزيده كه ببازيهاى آن كودكان اعتنائى ندارند و اهمّيّتى نمىدهند . در اين تشبيه و مقايسه مطالبيرا مىتوان در نظر گرفت كه بسيار مفيد به نظر مىرسد : مطلب يكم : اين كه كسانى كه در مسير عرفان مثبت قرار نگرفته‌اند ، كودكانى هستند كه به بلوغ نرسيده‌اند ، اگر چه از نظر قدرت و امتيازات جبرى و شبه جبرى و مزاياى محصول تاخت و تاز خودپرستانه موقعيّت خيره كننده اى در جامعه بدست آورده باشند .
خلق اطفالند جز مرد خدا نيست بالغ جز رهيده از هوا
مطلب دوم : حركات و سكنات كودكان و تصرّفات گوناگون آنان در اسباببازىها ، از همان جدّيّت و رضايت برخوردار است كه حركات و سكنات بزرگسالان و انواع ارتباطات آنان با طبيعت و همنوعان خود . بنا بر اين نمىتوان هر رضايت و جدّيّت بزرگسالان را در شئون حيات طبيعى محض دليل واقعيّت و عقلانى بودن كارهاى آنان محسوب نمود . آن مارگير مگر شوخى و يا بازى مىكند كه ماهها از عمر خود را سپرى مىكند تا از زير صخره‌هاى كوه با تلاش جانفرسا مارى را بگيرد و بياورد و در ميدان شهر ، مردم را دور خود جمع كند تا مردم با تحسين و تمجيد فراوان اين كشف انسانساز و آباد كنندهء جامعه را در همه جا بگويند و مارگير از شهرت اجتماعى برخوردار شود كه :
مارگيرى اژدها آورده است بو العجب نادر شكارى كرده است
آن فريب خوردهء خود طبيعى كه ساليان عمر را براى بدست آوردن مقام به هزاران مسائل جدّى دست مىزند ، مرتكب خيانتها و جنايتها مىگردد ، حقايق را زير پا مىگذارد ، ارزشها را تباه مىسازد مگر چنين اشخاصى معتقدند كه بازى مىكنند اينان به عقيدهء خود جدّىترين كارها را انجام مىدهند . با اين حال اين كار جدّىنما ويرانگر همهء كارهاى انسانى است .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 267 | محمد تقي جعفري