تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
بهر فرجه شد يكى تا گلستان فرجهء او شد جمال باغبان رفت موسى كاتشى آرد بدست آتشى ديد او كه از آتش برست
نيازى به گذراندن ساعات و روزان و شبان و ماهها و سالها نداشت . همان گونه كه سيّد نعمة اللَّه جزائرى در زهر الرّبيع از حضرت موسى عليه السّلام نقل كرده است كه روزى آن حضرت در حال مناجات با خدا ، چنين عرض كرد كه : يا ربّ كيف أصل إليك اى پروردگار من ، چگونه بديدارت نائل شوم خداوند سبحان فرمود : قصدك لى وصلك إلىّ در همان هنگام كه مرا قصد كردى ، بديدار من رسيدى . مضامين آيات و رواياتى كه اين قرب بدون مسافت را اثبات مىكند ، فراوان است ، مانند : * ( وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْه مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ) * و ما به او از رگ گردنش نزديكتريم [ ق 16 ] و در جمله اى از سيّد الموحّدين امير المؤمنين عليه السّلام معروف است : ما رأيت شيئا إلَّا و رأيت اللَّه معه ( من چيزى را نديدم مگر اين كه خدا را به او ديدم ) پيش از اين ديديم كه ابن سينا مىگويد : العارفون المتنزّهون إذا وضع عنهم درن مقارنة البدن و انفكَّوا عن الشّواغل خلصوا إلى عالم القدس و السّعادة و انتعشوا بالكمال الأعلى و حصلت لهم اللَّذّة العليا