تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
مسائل فوق كه بعنوان نمونه مطرح شده است ، با مفاهيم عمومى و پذيرفته شدهء قبلى امكانپذير نمىباشد . يكى از اساسىترين استعدادهاى آدمى ، بينش عرفانى و حركت متعالى عرفانى در اين حيات است كه جلوه گاه آن را « حيات معقول » مىناميم .

عرفان اسلامى

( 1 ) يكى از آن خسارتهاى اسفانگيز كه بشر به جهت بازى با الفاظ و تحريف معانى كلمات ، دچار آن شده است ، خسارت ناشى از بازى با كلمهء عرفان و تحريف معناى واقعى آنست . اين كلمهء مقدّس هم به سرنوشت ابهامانگيز آن عدّه از كلمات دچار شده است كه بازگو كنندهء عاليترين امتيازات و آرمانها و ارزشهاى روحى انسانها مىباشند . همهء ما با كمال وضوح مىدانيم كه كلمهء سياست در افكار قدرت پرستان خود محور شرمآورترين مفهوم را در بر دارد ، در صورتى كه معناى واقعى آن با عظمت و با ارزشترين و ضرورىترين حقيقت است كه خداوند متعال قدرت فهم و اجراى آن را به بندگانش عنايت فرموده است ، و آن عبارتست از مديريّت زندگى اجتماعى انسانها رو به بهترين هدفهاى مادّى و معنوى آنان . آيا سياست به اين معنى يكى از با عظمتترين عبادات نيست آيا سياست به اين معنى ارائهء « حيات معقول » به انسانها و توجيه آنان به آن حيات نمىباشد قطعا چنين است . سياست به اين معنى كه كار انبياء و مرسلين و أئمهء معصومين ( ساسة العباد ) و حكماء و اولياء اللَّه است ، ديديد و ديديم و مىبينيم كه چگونه وقيحترين و شرمآورترين انديشه‌ها و گفتارها بنام سياست دود از دودمان انسان و انسانيّت برآورده و نمىگذارد انسانها از تاريخ طبيعى به تاريخ انسانى عبور كنند . در بارهء عشق بينديشيد يك بيت زير و جملهء بعد از آن را

هامش
( 1 ) . اين مباحث در انجمن اسلامى حكمت و فلسفه تدريس شده است .