تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣

5 - آب نمىتواند ميراب خويشتن بوده باشد

آيا انعكاس و تصوّرهائى كه ما از اشياء جهانى در ذهن خود درمىيابيم ، وارد ذهن ما مىشوند [ و فرض اينست كه همهء ذرّات ارگانيسم بدن ما در حركت و تحوّل است ] و در آن جايگاه خود به خود تنظيم ميشوند و مشتى از آنها خود به خود به صورت قانون درمىآيند ، بعضى از آنها خود به خود محكوم به بطلان مىشوند و برخى ديگر صحيح تلقّى مىگردند و بطور كلَّى اين قطرات جارى در سطح ذهن خود به خود ميراب خويشتن گشته و تقسيم و دسته بندى مىشوند و هر دسته اى نيز ميراب خودش مىشود و پديده‌هاى فعّاليّتهاى متنوّع و بىشمار مغز و روان را تشكيل مىدهند آيا صريحتر و تندتر از اين مبارزه با علم سراغ داريد كه بگويد : معلولى بدون علَّت بوجود مىآيد معلوم است كه پاسخ منفى اين سؤالها نيازى به تأمّل ندارد . اگر براى يك انسان استعداد تعقّل فرض نشود ، همهء موجودات جهان هستى را هم مشاهده نمايد و همهء اصول و قوانين را هم براى او ارائه نمايند ، امكان ندارد كه تعقّل نمايد . اگر در يك انسان استعداد وجدان اخلاقى وجود نداشته باشد ، همهء حقّ و باطلها و نيك و بدها و بايستگىها و نبايستگى را براى او نشان بدهند ، هرگز با وجدان اخلاقى با آنها روبرو نخواهد گشت . همچنين مشاهدهء همهء مناظر زيباى طبيعت و تماشاى همهء آثار هنرى دنيا ، مادامى كه در يك انسان استعداد هنرى وجود نداشته باشد ، حتّى ناچيزترين اثر زيباى هنرى را هم نخواهد توانست بوجود بياورد .

گمان نمىرود دعوى و مشاجره و اشكال بر سر استعدادهاى مزبور بوده باشد ، بلكه بحث و نزاع و جدال بر سر به فعليّت رساندن استعداد كمال معنوى انسان است

آيا كسى در اين مسئله ترديد دارد كه گاو از ديدن زيباترين منظرهء دنيا لذّت نمىبرد نه هرگز ، همه يقين دارند كه گاو لذّتى از مناظر زيبا نمىبرد ،
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 183 | محمد تقي جعفري