تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
همهء مردم كه از حواسّ و ديگر شرائط واقع يا بى برخوردارند ، مىتوانستند مكتشف و مبتكر بوده باشند .

3 - بروز منشهاى متنوّع مانند منش قضائى ، سياسى ، هنرى و غير ذلك

اين واقعيّت انكار ناپذير است كه افراد انسانى منشهاى بسيار متعدّد و متنوّعى پيدا مىكنند - مانند منش سياسى ، منش مديريّت ، منش اجرائى ، منش نظامى ، منش قضائى ، منش هنرى ، منش تعليم ، منش تربيت و هر يك از اين منشها بنوبت خود به منشهاى مختلفى تقسيم مىگردند . حال بايد ببينيم اين كه يك شخص داراى منش خاصّى مانند قضائى مىشود ، يعنى چه معناى داشتن اين منش اينست كه من اين شخص مفروض استعداد قضاوت را مورد توجّه و تقويت رسمى قرار داده و آن را به فعليّت در آورده و مانند فعّالترين عنصر حيات خود تلقّى نموده است ، چنين شخصى با منش قضائى زندگى مىكند و همچنين است ديگر استعدادها كه وقتى به فعليّت مىرسند و مانند عنصرى فعّال براى حيات و شئون آن درميآيند ، عنوان منش پيدا مىكنند . اين منشها مانند عامل توجيه تفكَّرات و احساسات دست به كار ميشوند . مسلَّم است كه آنچه كه اين اشخاص داراى منش از جهان خارجى مىگيرند ، محسوس و محدود و رو بزوال مىباشند ، در صورتى كه منشها داراى ثبات و بقاء بسيار طولانى بوده و قدرتى را كه بوجود مىآورد منحصر به آن عوامل خارجى نمىباشد . يعنى اگر يك شخص مقدارى معلومات قضائى فرا گرفته باشد و مقدارى تطبيقات عملى قوانين را بر مواردى كه مورد قضاوت قرار گرفته‌اند انجام بدهد ، بمقام قضاوت مىرسد ، و تدريجا منش در او بوجود مىآيد ، مسلَّم و بديهى است كه با بوجود آمدن منش چنان نيست كه قضاوتهاى او بموارد معلوماتى كه فرا گرفته باشد و بموارد همان تطبيقات عملى منحصر گردد بلكه آن منش قضائى او را قادر به قضاوت در موارد بىشمارى خواهد
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 180 | محمد تقي جعفري