تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
نمود كه فراگرفته‌ها و تطبيقات مقدّماتى او هم از نظر كمّيّت و هم از نظر كيفيّت قابل مقايسه نخواهد بود . كاربرد منشها از اين جهت شبيه به كاربرد شناخت قوانين كلَّى است ، يعنى چنان كه ممكن است شناخت يك قانون كلَّى با مشاهدهء مواردى محدود تحصيل شود ، و پس از علم به آن قانون مىتوان در موارد نامحدود از آن قانون استفاده كرد .

4 - بروز « من » كه مديريّت حيات را به عهده مىگيرد

در مباحث گذشته واقعيّت داشتن « من » يا « خود » كه به لغت عربى نفس از آن تعبير مىشود ، با كمال وضوح اثبات شد . و مىدانيم كه با يقين حاصل از مشاهده و تجزئه علمى و علم حضورى ( خود هشيارى ) به واقعيّت چنان حقيقتى ( من يا خود ) هيچ معنائى براى بازى با الفاظ و اصطلاحات باقى نمىماند . مثلا بجاى خود يا « من » بگوئيم : « نهاد صيانت ذات » ، « خود گردانى » ، « خود داشتن » « سازش شكل با وظيفهء عمومى » ، « عمل مديريّت » ، « تضمّن مقصود » ، « فعّاليّت غائى در نهاد زنده » هر يك از اين تعبيرات هر چه باشد ، بازگو - كنندهء عاملى در درون حيات است كه هر يك از اصطلاحات فوق بازگو كنندهء بعدى از آن است ، يعنى مانند همان مثال فيل است كه در تاريكى هر كسى دستش بيك عضوى از آن فيل كه لمس كرده است ، در موقع توصيف مىگويد : فيل يعنى آنچه كه از آن عضو درك شده است . خوبست كه اين داستان را از مولوى در اينجا نقل كنيم :
پيل اندر خانهء تاريك بود عرضه را آورده بودندش هنود از براى ديدنش مردم بسى اندر آن ظلمت همىشد هر كسى ديدنش با چشم چون ممكن نبود اندر آن تاريكيش كف مىبسود آن يكى را كف به خرطوم اوفتاد گفت همچون ناودانستش نهاد آن يكى را دست بر گوشش رسيد آن بر او چون باد بىزن شد پديد
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 181 | محمد تقي جعفري