دليل يكى از موضوعات مربوط به دليل ششم بوده باشد ، با اين حال به جهت اهمّيّت خاصّى كه دارد ، ما آن را بطور مستقلّ مورد توجّه قرار مىدهيم . گفتيم : « احساس برين » براى تفكيك ميان احساس برين تكليف و حركات جبرى ماشينى است كه كلمه تكليف را فقط براى فراموش نكردن اين كه حركت كننده انسان است ، يدك مىكشد . احساس و انجام تكليف مبنى بر جلب سود و دفع زيان شخصى و يا مستند بر اعتياد ، هيچ تفاوتى با حركت اجزاء ماشين تحت تأثير نيروهاى جبرى ندارد . اگر كسى بگويد : هر حركتى كه از مردم بعنوان انجام وظيفه و تكليف صادر مىشود ، معلول جبرى خواستههاى غريزى و سود و زيان مىباشد ، قطعا اطَّلاع صحيحى از انسان و انسانيّت ندارد . اين قطعهء زيباى فلسفى را از كانت كه خلاصه اى از بيانات مشروحى است كه در اين مسئله چه بوسيلهء انبياى عظام و ائمّه عليهم السّلام و چه بوسيلهء حكماى راستين آمده است در نظر بگيريم : « اى تكليف ، اى نام بلند و بزرگ ، خوش آيند و دلربا نيستى ، امّا از مردم طلب اطاعت ميكنى و هر چند ارادهء كسان را بجنبش مىآورى ، نفس را به چيزى كه كراهت يا بيم بياورد نمىترسانى . و ليكن فقط قانونى وضع ميكنى كه به خودى خود در نفس راه مىيابد و اگر هم اطاعتش نكنيم ، خواهى نخواهى احترامش مىكنيم و همهء تمايلات با آنكه در نهانى بر خلافش رفتار ميكنند در پيشگاه او ساكتند . اى تكليف ، اصلى كه شايستهء تست و از آن برخاسته اى كدام است ريشهء نژاد ارجمند ترا كجا توان يافت كه او با كمال مناعت از خويشاوندى با تمايلات يكسره گريزان است و ارزش حقيقى كه مردم بتوانند به خود بدهند ، شرط واجبش از همان اصل و ريشه برمىآيد . انسان از آن جهت كه جزئى از عالم محسوس است ، همانا بواسطهء آن اصل از خود برتر مىرود و آن اصل او را مربوط به امورى مىكند كه تنها عقل مىتواند آن را درك كند ، آن اصل همانا شخصيّت انسان ، يعنى مختار بودن و استقلال نفس او در مقابل
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 162
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٦٢