مربوط به انسان بر چهار نوع عمده تقسيم مىگردد : نوع يكم - مشكلات مادّى و جسمانى كه كالبد و هر يك از اجزاء آن است كه مقدارى از علوم را به خود اختصاص داده است . مثلا هنوز در بارهء ساختمان چشم و پديدهء ديدن ، مسائل نظرى فراوانى وجود دارد . در بارهء تغيير و تحوّل سلَّولها و علل و شرايط و موانع آنها مطالب نظرى زيادى ديده مىشود .
همچنين در بارهء قلب و فعّاليّتهاى آن در ارتباط با اجزاء و شرائط موجوديّت قلب از وجود مشكلاتى خبر مىدهند . تشخيص دقيق بيماريها با قطع نظر از معلول و خاصّيّت بيمارى و همچنين طرق معالجهء بيمارىها و براى نيروى انطباق بدن با محيطهاى گوناگون تا حدّ بسيار زياد مسائلى است كه توضيح و تفسير كاملا همه جانبه و قانع كننده پيدا نكرده است مانند قضاياى مربوط به مراحل مختلف حاملگى زنان ، چه آن قضايا كه مربوط به زن حامله است و چه قضاياى مربوط به جنين كه در تحوّل متنوّع حركت مىكند .
نوع دوم - مشكلات مربوط به مسائل روانى است كه نخستين مشكل در اين قلمرو ، ناتوانى دانشمندان از يك تعريف كاملا صحيح در بارهء خود روان است كه محور همهء مسائل روانى است . در اينجا جملهء يكى از متفكَّران مشهور را به ياد مىآوريم كه مىگويد : « در دوران ما روانشناسى با پرداختن به مسائل عمومى و فرعى به صورتى در آمده است كه مىتوان گفت : روانشناسى علمى است كه در همه چيز بحث و بررسى مىكند مگر در موضوع خود كه » روان « است . يكى ديگر از متخصّصان علوم روانى مىگويد : روانشناسى درگذشته سر بى تن بوده و در دوران ما تن بىسر است » .
نوع سوم - مشكلات مربوط به تأثير و تأثّر بدن و روان با همديگر كه از مهمترين همهء آنها نبودن سنخيّت و طناب وصل كنندهء علَّت و معلول به يكديگر است كه در جهان فيزيكى حدّاقلّ در سطح نمودها قابل مشاهده مىباشند .
نوع چهارم - مشكلات مربوط به روح است . البتّه ما نمىخواهيم در
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 75
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧٥