دريابد و طعم استقلال و آزادى را در زندگى درك كند . او عقل دارد . عقل يعنى چه اين هم يك نيروئى است كه قوانين هر دو قلمرو انسان و جهان را بر آنچه كه مىگذرد تطبيق مىنمايد ، كلَّيّات را با تجريد براى خود مطرح مىكند . در تشخيص هدفها و انتخاب وسائل با بهره جوئى از اصول و قوانين عاليترين كارها را انجام مىدهد . با اين حال ، آدمى از اين سرمايه و ابزار چه سودى مىبرد تقريبا هيچ . براى اين كه ارزش و عظمتها و امتيازات آنها را نمىداند و به اصطلاح آن سرمايه و ابزار را مفت از دست مىدهد . اين سرمايه و ابزار شب و روز داد مىزنند -
اى گرانجان خار ديدستى مرا
ز ان كه بس ارزان خريدستى مرا
هر كه او ارزان خرد ارزان دهد
گوهرى طفلى به قرص نان دهد
او اگر دل را مىشناخت و ارزش آن را مىفهميد ، آن را بزباله دان كثافات و لجنها تبديل نمىكرد و مىتوانست با يك موعظه و حكمتى كه از زبان انسان كامل امير المؤمنين عليه السّلام بر مىآيد ، جلوه گاه جمال و جلال الهى گردد . اگر گوش را مىشناخت و فقط اين سخن على ( ع ) را مىشنيد كه :
يوم العدل على الظَّالم أشدّ من يوم الجور على المظلوم
( روزى كه عدالت با تازيانهء كيفر بر سر ستمكار تاختن خواهد گرفت شديدتر از روزى است كه ستم بر مظلوم وارد شده است ) .
آيا امكان داشت كه روزى دست به ظلم بيالايد ، يا حتّى ناچيزترين ظلم در ذهن خود خطور بدهد . به همين جهت است كه امير المؤمنين عليه السّلام در جملات مورد تفسير تأثير آن مثالها و مواعظ و حكم را مشروط به داشتن دل پاك و گوش شنوا و انديشههاى جدّى و عقول حسابگر مىفرمايد .