تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥

آن دل كه اين امثال و مواعظ را نپذيرد ، دل نيست ، بلكه زباله دانى است كه لحظه اى از كثافات و لجنها خالى نيست .

تو همى گوئى مرا دل نيز هست دل فراز عرش باشد نى به پست
آيا مىتوانيد احتمال بدهيد مواعظ و حكمى را كه امير المؤمنين عليه - السّلام براى انسانها بيان مىكند ، مطابق واقع نيستند آيا گمان مىبريد كه آن مواعظ و حكم از دل امير المؤمنين برنمىخيزد آيا خيال مىكنيد خود امير المؤمنين عليه السّلام به گفته‌هاى خود عمل نمىكرد هيچ يك از اين پندارها در بارهء آن انسان كامل صحيح نيست ، اين قضيّه ايست كه حتّى يك نفر هم با آن مخالفت ندارد ، زيرا همهء مطَّلعين از حيات آن حضرت مىدانند كه او هر چه گفته است ، واقعيّت بوده و هر چه را بعنوان صلاح بشر بيان كرده است ، خود اوّلين عملكننده به آن بوده و از اعماق دل بيان نموده است . پس اشكال در چيست درد بشر و دواى آن كدام است بدون ترديد درد بشر از خود او است و دواى دردش نيز در خود او است . ريشه‌هاى درد مهلك بشر از يك جهل غير قابل اغماض بوجود مىآيد كه قابل بر طرف شدن است . توجّه به اين جهل و وخامت آن بسيار آسان و قابل فهم همگان است . اين جهل چيست بسيار روشن است و به فرو رفتن در اصطلاحات پيچيده و مسائل غامض علمى و فلسفى نيازى ندارد . اين نادانى عبارتست از نادانى به اين كه او چه دارد و با آنچه كه دارد چه كار مىتواند انجام بدهد . او دل دارد ، دل چيست دل در بر دارندهء همهء سرمايه و ابزار كمالات انسانى . دل در بردارندهء همهء عظمتها . او گوش دارد ، گوش چيست اين وسيله اى بسيار با ارزشى است كه مىتواند حقايق سازندهء انسان و جهان را به مغز او منتقل بسازد . او مىانديشد . انديشه چيست او با اين نيروى شگفتانگيز مىتواند حتّى آسمانها را زير پاى خود بگذارد . او با اين نيروى پر ارزش مىتواند رفاه مادّى و معنوى را براى خويشتن آماده كند . بالاتر از اينها او مىتواند با اين نيرو هستى خود را در اين دنيا