تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
آن روز مىفهمد كه همهء موجوديّت او با همهء اندوخته هايش مورد بينائى خداوندى است ، و الا خداوند متعال در زندگى دنيوى همهء موجوديّت و كردار و گفتار او را و حتّى ناچيزترين پديده اى كه در درونش بوجود مىآمد ، مىديد و مىدانست امروز آن روزگار دنيوى نيست كه هر كجا مىنگريست طبيعتى بود و همنوعان وى ، و از ناديدن خداوند متعال مانند ساير محسوسات ، گمان مىكرد كه كسى او را نمىبيند و او در ملكى زندگى مىكند كه مالك ناظر ندارد و در خانه اى زندگى مىكند كه صاحب خانهء بينا و آگاه ندارد . احساس و بينائى او بىپرده در مىيابد كه در برابر خداوندى ايستاده است كه همهء اجزاء موجوديّت و همهء اندوخته‌هاى او را مىبيند و مىداند . در آن روزگار گذشته مىتوانست خود را به ناشنوائى بزند و در برابر فرياد پيامبران و وجدان و آيات الهى در جهان هستى ، انگشتان به گوش نهاده و بگويد : صدائى نمىشنوم ولى امروز آن دوران سپرى گشته و احساس قدرت بر پوشيدن خود از واقعيّات ، محو گشته و نمىتواند فرياد عدل الهى را ناشنيده انگارد . از آن قدرت ناآگاهى كه در روزگار زندگى دنيوى همهء اصول و ارزشهاى انسانى و همهء دستورات خداوندى را زير پاى او مىانداخت و نابودش مىساخت ، امروز اثرى و خبرى نيست . بينوا و ناتوان و درمانده . شرنگ جانگزاى اين درماندگى موقعى تلختر و شكنجه زاتر مىگردد كه طغيانگرىهاى جبّارانهء خود را در زندگانى دنيوى به ياد بياورد . امروز همهء مكرپردازيها و نقشه كشىها و دو روئىها و دروغهائى كه زندگى دنيوى او را تشكيل مىداد ، از برابر چشمانش عبور مىكنند و عمر تباه شدهء او كه در تباه كردن خويشتن و بازىگرفتن زندگى ديگران بوسيلهء حيله گرىها سپرى شده است ، از برابر ديدگانش رژه مىروند ، او توانائى پوشانيدن حتّى يكى از آن تبهكاريها را ندارد ، زيرا روز قيامت است و جائى و وسيله اى براى حيله پردازى و مكَّارى نمانده ، واقعيّات روشن و حقايق آشكار و خود در برابر خدا .