از آن جمله : رواج آرايش ظاهر و صورت سازى و مقدّم داشتن آن بر حقيقت كه تدريجا شكل اصل و قانونى به خود مىگيرد و مردم را در بارهء حقائق ، بىخيال و بىاعتنا مىسازد و چه بسا حقيقت را منفور جلوه مىدهد ريا كارى و قيحترين صفت را كه عبارت است از دروغگوئى ، پسنديده جلوه مىدهد ، زيرا ريا كارى يكى از مهمترين موارد تخلَّف واقعيّت از نمود و علامت است كه نيرومندترين عامل سقوط فرد و اجتماع است . اين صفت رذل و وقيح بقدرى داراى اشكال متنوّع و ناملموس باريك و خفىّ است كه تشخيص آن حتّى گاهى براى خود رياكار هم دشوار است ، ولى خوشبختانه استحكام مقدارى از اصول و قوانينى كه واقعيّات را از ظاهر سازيها تفكيك مىكند ، مىتواند پشت اين پيراهن شفّاف را به خوبى نشان بدهد -
ثوب الرّياء يشفّ عمّا تحته
و إذا التبست به فإنّك عار
ابو الحسن تهامى
( لباس رياء با شفّافيتى كه دارد ، زيرا خود را نشان مىدهد و هنگامى كه با اين لباس خود را پوشانيدى ، قطعا تو برهنه و عريانى ) بنا بر اين يكى از مهمّترين شرائط حركت در مسير « حيات معقول » دورى از رياكارى است كه بدون اخلاص امكانپذير نيست .
7 - همنشينى با هوى پرستان بايد ترك شود
هوى پرستان كه عقل و انديشه و احساسات برين را فداى اميال و هواهاى نفسانى خود نمودهاند ، اصرار شديد بر آن دارند كه براى توجيه نابود كردن سرمايههاى الهى تا بتوانند از ارزش و عظمت آنها بكاهند و در اين راه بهر گونه ياوه گوئى و خرافات دست بازند و مطلوبيّت اشباع اميال و هواهاى نفسانى را با بيانات جالب بعقيدهء خودشان اثبات كنند . مانند
بيچاره آن كسى كه گرفتار عقل شد
خرّم دلى كه كرّه خر آمد الاغ رفت
اگر مقدارى هم سواد داشته باشند ، در صدد استدلال و استشهاد به گفتار