تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
وادار مىسازد . اين بانگ مىگويد :
كار من و تو بدين درازى كوتاه كنم كه نيست بازى تا مايه طبعها سرشتند ما را ورقى دگر نوشتند

در ورقى كه براى ما نوشته‌اند ، عدالت ذاتا خوب است و ظلم ذاتا قبيح است . احساس و انجام تكليف في نفسه نه براى پاداش و كيفر براى روح مانند آب زلال و خوشگواريست كه بيك تشنه سوخته در بيابان بىآب و علف و در هواى سوزان بدهند . در ورقى كه براى ما نوشته‌اند ، موسى بن عمران عليه السّلام با فرعون خونخوار يكى نيست ، و محمّد بن عبد الله صلَّى الله عليه و آله با سوداگران جانهاى آدميان مانند ابو جهل متفاوت است . نرون ، سقراط نيست . اويس قرنى با ماكياولى و تيمور لنگ يكسان نيست . آيا درك اين حقايق حجّت و راهنما و هدايتكننده نيست آن گاه نوبت عقل و وجدان و دل با انواعى فراوان از فعّاليّتهايش مىرسد كه مىگويند : « تو هستى » و نمىتوانى بگوئى : « من نيستم » و چون تو هستى نمىتوانى بگوئى ، « هستى من يكى از بازيهاى بى سر و ته طبيعت است » از طرف ديگر پيامبران و اوصياء آنان و حكماى راستين و اولياء الله و حتّى خردمندان همه جانبه نگر ، به كمك عقل و وجدان و دل شتافته و دريافتهاى كلَّى آنها را باز مىكنند و روشن مىسازند و مسير « حيات معقول » را با تمام جزئيّاتش پيش پاى آدمى مىگسترانند . اينست معناى * ( فَلِلَّه الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ ) * ( 1 ) . 31 ، 36 - فأحصاكم عددا ، و وظَّف لكم مددا ، فى قرار خبرة و دار عبرة ، أنتم مختبرون فيها و محاسبون عليها ( خداوند سبحان همه اجزاء و شئون هستى و اعمال شما را تحت حساب

هامش
( 1 ) . الانعام آيهء 149 .