يكى اينست كه امير المؤمنين عليه السّلام صفات و افعال خداوندى را كه در جملات فوق مىشمارد ، از مردم مىخواهد كه با توجّه به آن صفات و افعال براى خدا تقوى بورزند . يعنى انسانى كه مىخواهد در اين دنيا آگاهانه زندگى كند و توانائى پاسخ به سه سؤال « از كجا آمدهام براى چه آمدهام بكجا خواهم رفت » را داشته باشد ، همه شئون زندگى خود را مورد انديشه و توجّه قرار مىدهد و فقط با اين انديشه و توجه است كه معناى * ( الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا ) * را مىفهمد و خود را در عالمى از اوهام و خرافات و پوچ كردن حيات در راه وسيله حيات غوطه ور نمىسازد .
نكته دوم - كه فوق العاده با اهمّيّت است اينست كه فقط توجّه به خداوند هستى آفرين است كه مىتواند منطق انسانى حقيقى را در تهيّه و بهره بردارى از وسائل و ابزار زندگى طبيعى براى انسان بياموزد و بدون توجّه به اين منطق هيچ قدرتى نمىتواند آدمى را از سوء استفاده از تهيّه و برخوردارى از وسائل و ابزار زندگى را جلوگيرى نمايد مگر عوامل اجبارى طبيعى يا همنوعان خود وى كه مىتوانند با يكى از سه انگيزه از سوء استفاده او جلوگيرى كنند : يكى اين كه - شخص مفروض در اجتماعى زندگى كند كه افراد آن صالح و رشد يافته حقيقى باشند ، در اين صورت جلوگيرى از سوء استفاده شخص مفروض در وسائل زندگى و تعديل ارتباط وى با آنها مستند به منطق صحيح زندگى خواهد بود . دوم اين كه - چنين شخصى در اجتماعى زندگى كند كه فقط زور و قدرت در آن حكمفرما بوده باشد ، در اين صورت تعديل اميال و هواهاى بىاساس او را تزاحم قدرتها از بين خواهد برد . سوم - عبارتست از قوانين و مقرّراتى كه هر جامعه اى براى خود فرض نموده و بر اساس آنها ، ارتباط مردم را با وسائل و ابزار معيشت مشخّص مىگردد ، البتّه صورت ظاهرى زندگى در اين اجتماعات نشان مىدهد كه مردم آنها با كمال اختيار و آگاهى به ارزش و ضرورت حياتى آن قوانين و مقرّرات آگاه بوده و با كمال آزادى
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 25
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٥