جهت كه نمىتوانند ماوراى محسوس خود را بفهمند ، اگر همهء بدن انسان نويسنده را بگردند ، دخالت همهء اجزاء بدن را در پديدهء نوشتن دخالت خواهند داد . چنان كه در روش فكرى منكرين عالم ماوراى طبيعت ديده مىشود كه حركت و بروز واقعيّات عالم طبيعت را به مجموع آنها نسبت مىدهند به همين جهت است كه نه تنها منكرين ماوراى طبيعت از سلطهء مطلقهء الهى در عالم طبيعت بىاطَّلاعند ، بلكه اكثر كسانى هم كه معتقد به ماوراى طبيعت هستند از اين سلطه غفلت مىورزند ، مگر در موقع مشاهدهء رويدادها و پديدههاى بسيار بزرگ و يا غير عادى كه با ديدن آنها فورا به ياد غلبه و قدرت خداوندى مىافتند . آدمى بايد از يك توحيد و خداشناسى عالى و هستى شناسى جهان وابسته برخوردار شود كه بتواند سلطهء الهى را بر هستى بفهمد و معتقد شود .
و مسلَّم است كه اين گونه انسانهاى رشد يافته همواره در اقليّت مىباشند ، زيرا نفوذ دقيق بر پهنهء مادّه و حركت و روابط كه مىتواند جريان وابستهء آنها را به خداوند غالب مطلق نشان بدهد ، به معرفت ناب و تهذيب نفس نيازمند است كه متأسّفانه اكثر مردم خود را از اين دو عامل رشد و كمال محروم مىسازند .
9 ، 14 - فليعمل العامل منكم فى أيّام مهله قبل إرهاق أجله ، و فى فراغه قبل أوان شغله ، و فى متنفّسه قبل أن يؤخذ بكظمه و ليمهّد لنفسه و قدمه و ليتزوّد من دار ظعنه لدار إقامته ( هر كسى از شما كه مىخواهد عمل كند بايد در روزگار مهلتى كه به او داده شده است پيش از آنكه اجل شتابان بسراغش آيد ، عمل كند - عمل در دوران فراغت پيش از اشتغال ، و در روزگار آسودگى پيش از آنكه مجراى تنفّس آزادش گرفته شود . و براى سرنوشت نهائى و قدمى كه بايد در آغاز ابديّت [ يا براى ابديّت ] بردارد آماده شود . و از خانه اى كه بايد از آن
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 242
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٤٢