* ( هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ثُمَّ قَضى أَجَلًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَه ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ ) * ( او خداوندى است كه شما را آفريده سپس نهايتى براى زندگى شما قرار داده است و اجلى معيّن در نزد اوست . سپس شما [ در امر خلقت ] شكّ و ترديد مىنمائيد ) . همچنين در آيه 99 از سوره الاسراء اجل بطور مطلق آمده است : * ( وَجَعَلَ لَهُمْ أَجَلًا لا رَيْبَ فِيه ) * ( و براى آنان اجلى قرار داده است كه شكَّى در آن نيست ) . مقصود از مشكوك نبودن ، انقراض زندگى است ، نه وقت معيّن و مشخّص كه در قرآن با اصطلاح « مسمّى » بيان مىشود ، و در حدود 15 مورد اجل با قيد مسمّى وارد شده است كه به معناى متعيّن و مشخّص است و در حدود 8 مورد اجل با قيد عدم تقدّم و تأخّر آمده است . مانند آيه 34 از سوره الاعراف : * ( وَلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ) * ( و هنگامى كه اجل آنان فرا رسيد ، ساعتى تأخير نمىكنند و ساعتى پيش نمىافتند ) . اين نوع آيات را مىتوان از گروه آياتى كه اجل را با قيد مسمّى آورده است ، محسوب نمود . امّا تقسيم اجل به سه قسم كه مادر عنوان مبحث قرار دادهايم ، با نظر به مجموع آيات و رواياتى است كه در « اجل » وارد شده است معناى اجل مطلق انقراض مدّت هر موجودى است كه وارد عالم خلقت گشته است و اشاره بر اينست كه : * ( كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ ) * ( 1 ) ( هر چيزى كه بر روى زمين است رو به زوال و فنا است ) .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 19
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٩
هامش
( 1 ) . الرّحمن 27 .