نباشد ، در صورتى كه خوف و حزن را از خود دور كرده است . البتّه طرف گفتگو در اين سخنان كه مىخواهيم متذكَّر شويم ، عمرو بن العاصها و معاويهها نيستند ، زيرا كمال و عرفان كجا و اين مقام پرستان كجا يعنى روح ملكوتى كجا و خود طبيعى فرو رفته در شهوت و تورّم خويش كجا ابن سينا مىگويد : العارف هشّ بشّ بسّام يبجّل الصّغير من تواضعه كما يبجّل الكبير و ينبسط من الخامل مثل ما ينبسط من النّبيه و كيف لا يهشّ و هو فرحان بالحقّ و بكلّ شيء فإنّه يرى فيه الحقّ . . . ( 1 ) ( انسان عارف ، گشاده رو است و تبسّم بر لب دارد ، او با تواضعى كه دارد انسان كوچك و محقّر را همچنان تعظيم مىكند كه انسان بزرگ را و از مشاهدهء انسانى بىنام و نشان همان گونه انبساط روحى پيدا مىكند كه از انسان مشهور . چرا گشاده رو و خندان و منبسط نباشد ، زيرا او با ارتباط با حقّ و با هر چيزى [ چون حقّ را در آن مىبيند ] غرق در فرح و سرور است . ) در تنبيه ديگر مىگويد : « و كذلك عند الانصراف فى لباس الكرامة فهو أهشّ خلق اللَّه ببهجته » ( 2 ) . ( و همچنين مرد عارف در هنگام انصراف از بارگاه الهى كه به آن جذب شده بود ، وقتى كه با داشتن قدرت بر حفظ همان جاذبيّت الهى در موقع توجّه به اين دنيا ، بر مىگردد ، او شادمانترين مخلوق خدا است به سرور و ابتهاجى كه دارد ) . در پايان اين مبحث نكته اى كه بايد تذكَّر داده شود اينست كه مزاح نامعقول غير از بيان لطيف غير متداول در بارهء واقعيّات است كه موجب انبساط خاطر مىگردد ، ولى در عين حال در واقعيّتى كه بيان مىشود ، هيچ - گونه اختلالى وارد نمىآورد . مزاح نامعقول مخصوصا با تكرار و ادامهء آن
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 183
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٨٣
هامش
( 1 ) . الاشارات و التّنبيهات نمط نهم ص 391 .
( 2 ) . الاشارات و التّنبيهات نمط نهم ص 391 .