على عالى اعلى كه ز بيم سخطش
روح از كالبد عالم امكان خيزد
گر به خارى نگرد يك نظر از رحمت خويش
از بن خار دو صد روضهء رضوان خيزد
جدا قمى رابعا - اشتغال دائمى امير المؤمنين عليه السّلام به انديشهها و كارهاى جدّى چگونه به او فرصت شوخى مىگذاشت ابن ابى الحديد مىگويد : « سوگند به خدا علىّ بن ابي طالب دورترين مردم از شوخى و مزاح بوده است ، زيرا چه فرصتى براى على بود كه به شوخى پردازد ، زيرا همهء اوقات او در عبادت و نماز و ذكر و فتوى و علم و مراجعهء مردم در بارهء احكام و تفسير قرآن مىگذشت . همهء روزها يا اكثر روزها با روزه و شبهايش يا اكثر شب - هايش با نماز سپرى مىگشت ، اين روش روزگار صلح بود و امّا در موقع جنگ كار او با شمشير كشيده شده و نيزه و سوار بر اسب و تنظيم قشون و لشكر - كشى و ارتباط مستقيم با جنگ بوده است و خود امير المؤمنين تحقيقا راست گفته است كه » به ياد مرگ بودن مرا از بازى مانع مىشود « ولى چون دشمنان اين مرد شريف و بزرگ نتوانستند براى او عيب و نقصى پيدا كنند ، لذا چاره اى جز اين نديدند كه حيله گرى راه بيندازند و براى منحرف ساختن مردم از آن مرد بهانه اى بدست بدهند . مشركين و منافقين هم در بارهء رسول خدا از همين شيوهء تبهكارانه استفاده نموده ، براى آن حضرت موضوعات بىاساسى را نسبت مىدادند كه خداوند او را از آن موضوعات و عيوب برى ساخته بود . . . اگر خود امير المؤمنين مىكوشيد كه دشمنان و عيب جويانش بطور ناآگاه او را تمجيد و تعظيم نمايند ، بهتر و لطيفتر از اين راه پيدا نمىكرد كه خدا آنها را وادار بانتخاب آن راه ساخته بود ( كه بگويند : على مردى شوخ طبع است ) و آنان با اين دروغ و افترا ، گمان مىكردند على را كوچك مىكنند