تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
نداشت ، مأموران با مشت بر سينهء ما مىزدند و ما را به عقب ميراندند و در همين حال چند نفر از آن مأموران آيات قرآن را زمزمه مىكردند و مشغول ذكر خدا بودند در آن هنگام هم كه اشقياى تاريخ سر بريدهء فرزند فاطمه و على عليهما السّلام يعنى سر امام حسين عليه السلام را وارد شهرى مىكردند ، تكبير مىفرمودند
جاؤا برأسك يابن بنت محمّد مترمّلا بدمائه ترميلا و يكبّرون بأن قتلت و أنّما قتلوا بك التّكبير و التّهليلا
[ آن اشقياى تاريخ ] سر بريدهء ترا اى فرزند محمّد ( ص ) آوردند در حالى كه به خون خود آغشته بود . آنان به كشتن تو تكبير مىگفتند در صورتى كه با كشتن تو تكبير و تهليل [ الله اكبر و لا إله إلَّا الله ] را كشته بودند ) آن ذكر كنندهء خداوندى كه مىگويد : يا عدل يا حكيم ( اى خداوندى كه محض عدلى ، اى خداوند حكيم على الاطلاق ) اگر اين ذكر با عظمت را با سه شرطى كه تاكنون براى ذكر گفتيم ، از دل به زبان بياورد يا در دل خود خطور بدهد ، آيا مىتواند دست به كمترين ظلم بيازد آيا گويندهء چنين ذكرى با غفلت از شناخت حكمت خداوندى و لو باندازهء مقدور مىتواند از زندگى خود رضايتى داشته باشد آيا مىتواند عمر خود را در جهل و غفلت سپرى و تباه نمايد اگر ذاكر با توجّه به اين حقيقت كه با اين ذكر ( يا عدل ) اعتراف صريح به عدالت خداوندى مىكند ، آيا با اين حال مىتواند با تباه كردن استعدادها و سرمايه‌هاى سازندهء خويش به خويشتن ظلم و تعدّى كند و با « هدف ديدن خود و وسيله ديدن ديگران » كوچكترين ستمى به ديگران روا بدارد آيا هيچ انسانى با علاقه به دريدن پردهء حرمت ديگران و عشق به كشف عيوب مردم و ريختن آبروى آنان و عفو نكردن خطاهاى قابل بخشش مردم حقّ دارد كه بگويد : يا ستّار العيوب ، يا غفّار الذّنوب . ( اى پوشانندهء عيبها و اى بخشايندهء گناهان ) .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 119 | محمد تقي جعفري