تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
برقرار كردن ارتباط با خداوندى كه از رگ گردن به انسان نزديكتر است ، هيچ نيازى به وساطت و صلاحديد و اجازه ندارد ، چنان كه توبه و بازگشت بسوى خدا هم احتياجى به دخالت هيچ مخلوقى ديگر ندارد . البتّه توسّل به انبياء و ائمّه عليهم السّلام و موضوع شفاعت كه مورد قبول مذهب است ، ارتباطى به مسئلهء اجازه و وساطت ديگران ندارد ، زيرا توسّل به ائمّه و انبياء عليهم السّلام با نظر به بعد شخصى محض آنان نمىباشد ، بلكه به جهت تخلَّق به اخلاق الله و تأدّب به آداب الله است كه در حدّ اعلا در آنان تحقّق پيدا كرده و مانند چراغى فرا راه سالكان مسير كمالند كه هيچ انسانى را در برابر شخصيّت خود ميخكوب نمىكنند و طلب تسليم و اطاعت از آنان نمىنمايند . مسئلهء توسّل و شفاعت را در مباحث آينده مشروحا بررسى خواهيم كرد انشاء الله تعالى .

مسئلهء چهارم - شرائط ذكر خداوندى

اگر چه توجّه دقيق به معناى ذكر خود مىتواند شرائط و نتائج ذكر را براى ما بفهماند ، با اين حال براى توضيح بيشتر مناسب است كه مطالبى را در بارهء اين امور مطرح نمائيم : 1 - بيك معنى ذكر خداوندى بنا بمفاد اين جمله كه بعضى آن را روايت مىدانند . ذِكْرُ الله حَسَنٌ عَلى كُلِّ حالٍ ( ذكر خداوندى در هر حال نيكو است ) اختصاص به حال معيّنى ندارد ، بنا بر اين ، شرط مخصوصى براى ذكر الله مشخّص نشده است . ولى مسلَّم است كه منظور از ذكر لقلقهء محض زبان نيست [ اداى كلمات و اوراد بدون توجّه به معناى آن اگر چه اجمالا ثمرى دارد ] . پس شرط اوّل ذكر توجّه به معناى آن است و چه بسا كه بدون توجّه به معناى ذكر ، طرز اداى كلمات و عشق به خود آنها و تقيّد حرفه اى به مخارج حروف و آهنگ