مىپسندى ، براى ديگران هم بپسند ، و آنچه براى خود زشت مىشمارى براى ديگران هم زشت بشمار » ؛ « برادرت را با احسان مورد سرزنش قرار ده و با بخشش او را دور گردان » ؛ « طعام حرام ، بدطعامى است و ظلم به ضعيف ، بدترين ظلمهاست » ؛ « ناسپاسى ديگران شما را از كار نيك باز ندارد » و « كسى كه شما را محروم كرده است ، مورد بخشش قرار دهيد . »
آيا سزاوار است وى در ستايش مردى داد سخن بدهد كه مىگويد : « ان اللَّه جنوداً من العسل » : ( خدا از عسل مسموم لشكرهايى دارد ) . مردى كه با اموال مردم ، اشخاص ناشايست را خريدارى و از آنها بهرهبردارى سياسى مىكند . همان مردى كه فرمان مىدهد ، خون مستمندان و بيچارگان ريخته شود . تنها به اين جهت كه براى وى ارزشى قائل نيستند و ولايتعهدى يزيد را قبول ندارند و حاضر نيستند خاندان على را كه مظهر اخلاق و شرف و انسانيت و كمال هستند ، مورد اهانت قرار دهند .
دربارهء مردى كه براى ستايش چهرههاى ننگين اموى تمام نيروهاى علمى و حماسى خود را به كار مىاندازد ، چه مىتوان گفت ؟ به نظر ما او دشمن سرسخت روح عربى خالصى است كه نماد كامل آن على است ، نه معاويه . تازه اين در صورتى است كه زياد دربارهء او سخت نگرفته و او را طرفدار مكتب استبداد و خيانتپرور ماكياولى ندانيم .
آرى ، روشى كه اين خاورشناس در جسارت به مقام والاى على پيش گرفته ، براى وى تنها در يك صورت فايده دارد ، و آن عبارت است از مخالفت با تمام ارزشهاى انسانى و زيرپا گذاشتن حقايق تاريخى و تعظيم و تجليل از سنگدلى و جفاكارى و انحراف وجدان و عربدهكشى خودخواهان فاسد .
روش او روش تحقيق علمى نيست . بلكه بيشتر به روش نظاميان ، آن هم در ميدان جنگ شباهت دارد كه هركس در راه كسب پيروزى فريبكارتر باشد ، برترى دارد .
نمىدانم اگر دربارهء سقراط از وى سؤال شود ، چه خواهد گفت ؟ آيا سرگذشت
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 694
مساهمون: جورج جرداق
ص٦٩٤