شجاعانه وى را هم مثل سرگذشت على بن ابىطالب مورد مطالعه قرار خواهد داد ؟ ! آيا سقراط را هم كه مردى بزرگوار است ، به باد ناسزا مىگيرد ؟ ! يا اين كه روش او را درخور احترام شناخته ، و او را يكى از يادگاران بزرگ اخلاق و فضيلت مىبيند ؟ اگر روش اول را انتخاب كند ، پس طرفدار فلسفهء ماكياولى است . و اگر روش دوم را انتخاب كند ، ثابت كرده است كه نسبت به امام على اسائه ادب كرده است .
* * * در خاتمه ، ناگزيريم گفتار خاورشناس بزرگوار فرانسوى كازانوفا - استاد كالژ دوفرانس - را كه دربارهء على بسيار منصفانه قضاوت كرده ، بياوريم . هنگامى كه لامنس كتاب معاويه اول را با همان خصوصياتى كه گفتيم منتشر كرد ، كازانوفا چنين گفت :
به طور كلى ، امويان مردمى حريص ، ثروتطلب ، فاتح ، غارتگر ، جاهطلب و تنپرور بودند . ما حق داريم از عمل لامنس تعجب كنيم كه از اين غارتگران دفاع مىكند و به على كه از نيرنگهاى آنان در امان نبوده ، اهانت روا مىدارد . او با همهء اطلاعات و تسلطى كه بر تاريخ آن عصر دارد ، در صف شيعهء آل ابوسفيان قرار مىگيرد و سخت از آنها دفاع مىكند . « 1 » پايان
هامش
( 1 ) . به نقل از : كتاب آراء غربيه فى مسائل شرقيه ، از كازانوفا با مختصر تصرف .