تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 655

مساهمون:

ص٦٥٥
خوار و زبونشان ساختم و اهريمن ردهة ( يكى از رؤساى خوارج نهروان ) را كشتم و از كشتن او هم به صداى ترسناكى كه در اثرآن تپش قلب و لرزش سينه او شنيده شد ، اكتفا جستم . گروهى از ستم‌كاران مانده‌اند و اگر خداوند به من عمر دهد ، به آنان نيز غلبه كنم و آنان را نيز از بين ببرم و از هم بپاشم . مگر اندكى كه در نواحى شهرها پراكنده هستند . »

14 . حق و مردم

از خطبه‌هايى كه در صفين بيان فرموده است : « اما بعد ! خداوند براى من در شما حقى مقرر فرموده است ، از اين جهت كه به شما حكومت مىكنم و برعهده من نيز به نفع شما حقى است ، مانند حقى كه شما براى من به عهده داريد . حق به‌هنگام گفت‌وگو و وصف ، فراخ‌ترين چيزهاست و در مقام انصاف ، تنگ‌ترين آنهاست ؛ كسى را بر ديگرى حقى نيست ، مگر آن‌كه ديگرى را هم بر او حقى باشد ، و آن ديگرى را بر او حقى نيست ، مگر اين‌كه وى را هم بر او حقى است . زشت‌ترين صفات زمامداران نزد مردم نيكوكار آن است كه گمان خودستايى و فخر به آنان برده شود و كردارشان حمل به كبر و خودخواهى گردد . گمان مبريد من از ستايش و ثنا شاد و خرسند مىشوم . من تملق و چاپلوسى را دوست ندارم . با سخنانى كه به استبدادگران و گردن‌كشان گفته مىشود ، با من سخن نگوييد ، و هركس كه شنيدن حق و عدل بر او گران باشد ، عمل به آن دو بر او گران‌تر باشد . از گفتار حق و مشورت عادلانه خوددارى نكنيد ، زيرا كه من خود را در آن مرتبه نگذارده‌ام كه هرگز اشتباه نمىكنم . »

15 . حق را چيزى باطل نمىكند

از خطبه امام على عليه السلام پس از بيعت :