« سوگند به پيامبرى كه خدا او را بهحق برانگيخت ، بهراستى كه در ميان شما اضطراب روى خواهد داد و روزگار مانند غربال شما را زير و رو كرده و مانند ديگ جوشان ، برهم زند ، آنچه در زير است بالا رود و آنچه در بالا است ، پايين آيد . به خدا سوگند كوچكترين نكته را از شما پنهان نكردم و دروغى نگفتم .
7 . آزار نفس
از جمله خطابههاى آن حضرت است :
« پيش از آنكه شما را آزمايش كنند ، خود را بسنجيد و قبل از آنكه از شما حساب بكشند ، خود حساب خويش را برسيد و پيش از اينكه گلوى شما را بفشرند ، نفس بكشيد و پيش از آنكه شما را بهزور برانند ، رام شويد . و بدانيد هر كس از عقل و خرد خود واعظ و پنددهندهاى نداشته باشد ، واعظ و پنددهندهء ديگر در او كارگر نخواهد افتاد . »
8 . گله و عتاب
از خطبههاى آن حضرت ، پس از كشتهشدن عثمان موقعى كه خواستند با او بيعت كنند :
« مرا بگذاريد و به سراغ ديگرى رويد ، چون اوضاعى گوناگون و رنگارنگ درپيش است كه دلها در آن آرام نگيرد و خرد بر آن ثبات و استوارى ندارد . سپهر را ابرهاى تيره فرا گرفته و راه شناخته نمىشود . بدانيد اگر من به سخن شما گوش فرا داده و خلافت را قبول كنم ، شما را به راهى كه خود مىدانم ، مىبرم و به حرف گوينده و سرزنش نكوهنده ، توجهى نخواهم كرد ؛ ولى اگر مرا رها كنيد ، مانند يكى از شما باشم ، شايد من نسبت به كسى كه به حكومت برمىگزينيد ، شنوندهتر و فرمانبردارتر باشم و اگر من بر شما مشاور و وزير باشم ، بهتر از آن است كه امير و زمامدار باشم . »