« اى مردم ! من يكى از شما هستم ، سود من سود شما و زيان من زيان شماست .
آگاه باشيد . هر زمينى كه عثمان به تيول مردم داده ، و هر مالى را كه از بيتالمال بخشيده است ، به بيتالمال بازمىگردد ، چون حق را چيزى باطل نمىكند . اگر من مالى از بيتالمال را بيابم كه بهعنوان مهريه به زنى داده و يا در شهرها پراكنده ساختهاند ، آنها را هم بازمىگردانم كه عدالت براى همه مردم موجب آسايش است . هركس حق و عدل را ناگوار بيند ، ظلم براى او سختتر و ناگوارتر است .
اى مردم ! فردا گروهى از شما كه اكنون در دنيا غوطه خورده و زمينها و اراضى را تصاحب كرده و به اسبان راهوار سوار شده و كنيزكان ماهروى گرفتهاند . وقتى خواستم آنها را از آن امور بازدارم . بهسوى حقوق خودشان بخوانم كه مىدانيد چه مقدار است ، پيش خود نگويند علىبن ابىطالب ما را از حقوق خويش محروم ساخت .
آگاه باشيد ! برخى از مهاجران و انصار ، از اصحاب و ياران پيامبر ، بهخاطر همصحبتى و درك محضر رسول خدا معتقدند آنان برترند . بايد بدانيد فضيلت و برترى ، فردا در پيشگاه خداوند است ، و شما همه بندگان خداوند هستيد و مال هم مال خداست و ميان همهء شما با مساوات كامل تقسيم مىشود و هيچ كسى را در آن ، بر ديگرى برترى نيست . »
16 . خدمتگزار وى دستهايش بود
از خطبههاى امام على عليه السلام كه در آن مردم را برابر روش موسى ، داود ، عيسى مسيح و حضرت محمد صلى الله عليه و آله به دورى از دنيا مىخواند :
« . . . و اگر بخواهم دربارهء عيسىبن مريم سخن گويم ، او سنگ را زير سرش مىنهاد و جامه خشن مىپوشيد و غذاى ناگوار مىخورد . گرسنگى خورش و همدمش ، و